درمان افسردگی و درمان وسواس و درمان همجنسگرایی
درمان با هيپنوتيزم
درمان فشرده و گام به گام اختلالات روانی و جنسی. جلسه به جلسه درجه به درجه بهتر شوید، ( ان شاء الله ) .
بعضی از شما عزیزان به دلیل داشتن مشکلات خاص از مراجعه جهت درمان خود داری می ورزید ، بنابراین اولا” شما تنها نیستید که آن مشکل خاص را دارید
و دوم اینکه اطلاعات شما محرمانه خواهد بود. با این حال در صورت تمایل می توانید از نام مستعار استفاده کنید .

تعریف افسردگی

تعریف افسردگی و یا افسردگی چیست ؟  افسردگی یک حالت روانی و جسمانی است که فرد در آن حالت احساس غمگینی ، نا امیدی ، بی انگیزه بودن نسبت به امورات زندگی و بی حصله بودن و احساس خستگی جسمانی و بطور کلی دید و نگرش منفی نسبت به دنیای اطراف خود . از دید مردم عادی  افسردگی را می توان  غمگینی ، نا امیدی ، گوشه گیری و بی حوصلگی و یا جمع گریز بودن  تعریف نمود .در صورتی که بسیاری از اوقات افراد افسرده  علائم  افسردگی عامه پسند را از خود نشان نمی دهند  و بنظر می رسد که اصلا” افسرده نیستند اما ناگهان متوجه می شویم که چنین فردی اقدام به خود کشی و یا خود کشی کرده است .

علائم افسردگی

افسردگی دارای علائم بسیاری است که اگر کسی چند تا از آن علائم را برای یک دوره زمانی مثلا” بیش از ۲ هفته داشته باشد می توان گفت آن فرد دارای افسردگی است . بطور کلی علائم افسردگی عبارتند از :

بی حوصلگی  –   احساس خستگی مفرط  –  لذت نبردن از امورات زندگی  –   بغض و گریه  –   کاهش اعتماد به نفس  – گوشه گیری –   افکار خودکشی –  اقدام به خودکشی  –  بد بینی  –  شکاکیت –  نا امیدی  –  پر خوری یا  کم خوری  –  پر خوابی یا  کم خوابی  –  ترس : ترس از سوسک ، ترس از گربه ، ترس از هواپیما ، ترس از فضای بسته ، ترس از آسانسور ، ترس از  مرگ ، ترس از بیمارستان ، ترس از دکتر ، ترس از آمپول ، ترس از رابطه زناشویی (واژینیسم  یا واژینیسموس ) ، ترس از تاریکی ، ترس از فضای باز ، ترس از مترو ، ترس از پله برقی  –   عدم تمرکز حواس   –   فراموشی   –   خشم  – تنفر  –  حسادت  –   درد های جسمانی و عضلانی مانند سردرد ( میگرن ) بدون منشاء پزشکی   –   آشفتگی ظاهری    – احساس درماندگی   –   قضاوت منفی  و . . . 

علل افسردگی

با توجه به تجربیات درمانی و به اعتقاد شخصی علل افسردگی را می توان به چهار عامل تقسیم نمود که عبارتند از :

۱-عدم اعتماد به نفس    ۲-طرز تفکر و نگرش  ۳-وقایع تلخ زندگی   ۴-عوامل زیستی یا فیزیو لوژیکی.

۱-عدم اعتماد به نفس : اعتماد به نفس یکی از ویژگی های شخصیتی است که در طول دوران رشد مخصوصا” در دوران کودکی و تحت تاثیر تربیت خانواده  بخصوص والدین و یا برادران و خواهران بزرگتر از خود شکل می گیرد . اعتماد به نفس می تواند در مورد مسائل مختلف مانند باور به عملکرد اجتماعی و یا باور به ویؤگی ظاهری و یا در مورد عملکرد های خاص خود  باشد . بطور کلی اعتماد به نفس یعنی باور به توانمندی های خویش ، این باور می تواند در مورد ظاهر خود باشد و یا در مورد عملکرد خود باشد . بسیاری از اوقات مشاهده شده که ارتباط مثبتی بین اعتماد به نفس فرد و آن ویژگی شخصیتی وجود ندارد . مثلا” دختر خانم و یا آقا پسری که دارای ظاهر بسیار خوبی است با این حال این زیبایی را قبول نداشته و احساس می کند دارای ظاهر خوبی نیست. بنا بر این چنین احساسی باعث گوشه گیری و دوری گزینی و در نتیجه افسردگی می شود .مورد بعد اعتماد به نفس در مورد عملکرد اجتمایی می باشد ، مثلا” افراد کمرو و خجالتی از آن جایی که قادر به ارتباط موثر در روابط اجتمایی نبوده  و حتی بسیاری از اوقات قادر به دفاع از خود و یا گرفتن حق خود  نمی شوند و یا اینکه از ابراز وجود در جمع می هراس اند و … اینگونه افراد نیز آرام آرام دچار افسردگی می گردند . بنابر این می توان نتیجه گرفت یکی از دلایل افسردگی عدم اعتماد به نفس و یا عدم خود باوری می باشد .

۲- طرز تفکر و نگرش : یکی دیگر از عوامل افسردگی طرز تفکر و نگرش افراد است. یعنی انسان هایی که دارای انتظارات و توقعات بیش از حد از دیگران می باشند  ، و وقتی که این انتظارات و توقعات برآورده نمی شود  ناچارا” دچار سرخوردگی و در طولانی مدت دچار افسردگی می گردند . کمال گرایی یا پرفکت شنیست بودن بیش از حد نیز می تواند باعث افسردگی شود.  یعنی کسانی که به دنبال اهداف بیش از حد بزرگ بطوری که با توانمندی آنها مطابقت نمی کند و در نتیجه به آن نیز نمی توانند برسند در نتیجه دچار افسردگی می شوند . مثلا” دختر خانمی که  به دنبال خواستگاری است که هم پولدار و هم تحصیلات بالا و هم جوان و هم خوش تیپ و زیبا  باشد .طبیعتا” پیدا کردن فردی با این ویژگی بسیار کم اتفاق می افتد، در نتیجه  چنین فردی ناگهان متوجه می شود ۳۵ تا ۴۰ سال از عمرش گذشته هنوز ازدواج نکرده و در نتیجه دچار افسردگی می شود .البته عامل طرز تفکر و نگرش بحث بسیار گسترده ای می طلبد و  با این بحث کوچک تمام نمی شود .

۳–وقایع تلخ زندگی :عامل بعدی افسردگی اتفاقات ناگواری است که برای هر کسی ممکن است رخ دهد . این وقایع عبارتند از ،از دست دادن عزیزی ، بیماری ،طلاق ، تصادف، تجاوز ، سیل ، زلزله ، شکست کاری ، شکست عاطفی و غیره  . البته شدت هر یک از رخداد های زندگی و ویژگی های شخصیتی افراد نیز در مبتلا شدن به افسردگی اثر دارد . بنا بر این ممکن است بیماری خود و یا یکی از نزدیکان باعث افسردگی و یا افسردگی همسان همه  اعضاء خانواده نشود . ممکن است در یک حادثه طبیعی که به همه افراد یک منطقه به طور یکسان آسیب رسیده ، همه این افراد  بطور یکسان دچار افسردگی نشوند

۴-عوامل زیستی یا فیزیو لوژیکی: عوامل ژنتیکی و عملکرد هورمونی و شیمیایی دو مورد از عوامل اثر گذار در بروز افسردگی و دیگر اختلالات روانی می باشد . افرادی که دارای آمادگی ژنتیکی بیشتری در مبتلا شدن به افسردگی و اختلالات روانی هستند  ، هنگامی که تحت استرس ها و فشارهای روانی قرار می گیرند زود تر و نیز  بیشتر از کسانی که از آمادگی ژنتیکی کمتری برای افسردگی برخوردار اند ، دچار افسردگی می شوند . بنا بر این اینگونه افراد برای اینکه  بطور کلی مبتلا به اختلالات روانی و یا افسردگی نشوند و یا کمتر شوند ، باید از شرایط محیطی آرامی برخوردار باشند و یا اینکه بوسیله مشاوره های روانشناسی  مکانیزم های روانی  خود را تقویت نمایند .

پیامد افسردگی

 افسردگی می تواند  باعث خسارت سنگین و جبران ناپذیری  به خانواده و یا  به جامعه  و محیط کار وارد نماید . بستگی به اینکه چه حالتی از افسردگی بر فرد حاکم باشد  با نوع  آسیبی که به خانواده و یا به جامعه و یا محیط کار وارد می کند ، متفاوت است . مثلا” بدبینی و شکاکیت بیش از حد  نسبت به مسائل ناموسی  یکی از عوامل افسردگی است که می تواند باعث از هم پاشیده شدن خانواده شود ، اما در تعامل اجتماعی و یا محیط کار چندان اختلالی ایجاد نکند . بطور کلی بستگی به این که چه حالت هایی از افسردگی در کنار هم  در یک فرد وجود داشته باشد پیامد های متفاوتی را می توان از آن فرد انتظار داشت . همچنین افراد افسرده  به محیط اطراف خود بدبین بوده و حس منفی و ناخوشایندی را از خود بروز می دهند . گاهی اوقات افراد افسرده از حالت خمودی و بی حالی بیرون آمده  و عصبی و پرخاشگر می شوند . معمولا”  در حالت افسردگی خشم به سمت درون بوده و در نتیجه ممکن است چنین  افرادی اقدام به خودکشی نمایند . و پرخاشگری حالت بیرونی افسردگی است ، که در این حالت فرد افسرده خشم درونی خود را به صورت عصبانیت و پرخاشگری به سمت اطرافیان نشان می دهد .

 

درمان افسردگی با هیپنوتیزم درمانی (هیپنوتراپی)

با توجه به علت افسردگی ، درمان افسردگی نیز متفاوت است . مثلا”  افسردگی با علت ژنتیکی به دارو درمانی بهتر جواب می دهد ، اگرچه روان درمانی نیز برای این گروه از افراد بسیار مهم می باشد . اما افسردگی هایی با علل محیطی و شخصی را می توان  با تاکید بر روش های روان  درمانی با رویکرد شناختی و رفتار درمانی تحت درمان قرار داد . با این حال گاهی اوقات باید از دارو درمانی نیز برای این نوع از افسردگی ها  استفاده نمود . با این حال بنظر می رسد هیپنوتیزم درمانی  به همراه روان درمانی و گاهی اوقات به همراه دارو درمانی یکی از موثر ترین روش های درمان افسردگی باشد .

 

 

 

مطالب قبلی

درمان افسردگی:

تا کنون روش های بسیاری برای  درمان افسردگی ارائه شده است . اما بیاید قبل از آن اطلاعاتمان را درباره افسردگی بیشتر کنیم  تا بدانیم آیا افسرده هستیم و به درمان افسردگی نیاز داریم یا نه ؟

افسردگی دارای علایم و حالات بسیار زیاد و گوناگونی است . که بسیاری از اوقات افراد عادی علایمی چون بدبینی، حسادت، پرخاشگری، پرخوری، ویا بسیاری از مشکلات جنسی و غیره را جزء افسردگی نمیدانند.

تعريف افسردگي

قبل از اینکه سراغ درمان افسردگی برویم بهتر است تعریف صحیحی از افسردگی داشته باشیم . بطور کلی افسردگی را میتوان اینگونه تعریف کرد
افسردگی یک بیماری جسمی – روانی ، است که در افراد مختلف نشانه های متفاوت از خود بروز دهد میزان و ابعاد این نشانه درهرشخص با دیگری متفاوت است. اکثر مبتلایان هم علایم جسمانی وهم علایم روانی از خود بروز می دهند . بعضی از افراد که هیچ نشانه ای از وجود افسردگی درخود نشان نمی دهند ، ناگهان رفتار غیرعادی پیدامی کنند .

افسردگي

افسردگی ، برتفکر ، خلق ، احساسات ، رفتاروسلامت جسمی شماتاثیر می گذارد. افسردگی یک اختلال روانی وپزشکی است با زمینه شیمیایی یا زیست شناسی ومحیطی است . گاهی اوقات یک زندگی پراسترس محرکی برای افسردگی می شود در سایر موارد به نظرمی رسد که افسردگی بدون یک علت تعیین شده مشخص وبطور خود بخودی روی می دهد.

گاهی افسردگی پاسخ طبیعی آدمی به فشارهای زندگی است وتنها زمانی نا بهنجار تلقی میشود که یا با واقعه ای که رخ داده متناسب نباشد ویا فراتر از حدی که برای اکثر مردم نقطه ای آغاز بهبود است ادامه یابد ومشخصه ای اساسی افسردگی ناامیدی وغمگینی است .
افسردگی بصورت یک حالت غمگینی، پریشانی، احساس ناامیدی، احساس بی انگیزگی و دلسردی و …. است.که حداقل بیش از دو یا سه هفته ادامه داشته باشد. علایم افسردگی عبارتند از بی حالی ، بی حوصلگی، بی خوابی، بد خوابی، کابوس شبانه، افکار خود کشی و حتی اقدام به خود کشی، پز خوری، کم خوری، ناامیدی، افکار خشم آلود، بد بینی، لذت نبردن از زندگی، کاهش تمایلات جنسی، کاهش اراده، گوشه گیری، شکاکیت، حسادت، کینه، خودخواهی، بخل یا خودخواهی بسیار شدید، دردهای جسمانی بدون منشاء فیزیکی، فراموشی ، عدم تمرکز، کاهش حافظه، احساس خستگی و تنبلی، و غیره.

انواع بيماري افسردگي

یکی از عوامل مهم در درمان افسردگی انتخاب راه درمان است و برای آن شناخت نوع بیماری افسردگی ضروری است . بیماری افسردگی به انواع زیر تقسیم می شوند :

۱-افسردگي شيدايي يا اختلال دو قطبي:

دراين بيماري افسردگي افراد گاهي بسیار خوشحالند و رفتاري موسوم به “ماني” مي دهد. و گاهی هم خسته و ناتوانند

۲-افسردگي ادواري خويي:

نوعي افسردگي دو قطبي خفيف، اما طولاني مدت تر از افسردگي دو قطبي است. شخص مبتلا در بعضي از فصل ها احساس افسردگي مي كند.

۳-افسرد گي يك قطبي:

رايج ترين نوع افسردگي است و با غمگيني بسيار شديد، احساس گناه، بي خوابي، فقدان تمر كز و…مشخص مي شود.

۴-افسرده خويي يا روان رنجوري:

نوعي افسردگي جزيي است كه آن را اختلال افسردگي خفيف نيز مي نامند. افراد مبتلا به اختلال افسرده خویی دست کم به مدت ۲ سال به برخی از نشانه هایی که افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی تجربه می کنند

درمان افسردگي

علل افسردگی

بطور کلی علل نابهنجاریهای عاطفی و رفتاری را می توان به دو دسته عامل جسمانی و عامل محیطی دسته بندی کرد.
عامل جسمانی نیز به دو دسته ژنتیک و کارکرد سیستم عصبی تقسیم می شود ،که میزان تاثیر آنها بر رفتار انسان بستگی به شدت آنها دارد.
ثابت شده است که در بعضى از اقوام و خانواده‌ها افسردگى شایعتر بوده ولى وجود یک فرد افسرده در یک خانواده لزوماً دلیل بر وقوع این امر در بقیه اعضاء خانواده نمی‌باشد.اما هرچه درجه خویشاوندى نزدیکتر باشد، به همان نسبت آسیب‌پذیرى براى افسردگى بیشتر می‌شود. برای مثال کسی که هم پدر و هم مادرش دچار افسردگی است احتمال اینکه او نیز دچار افسردگی شود خیلی بیشتر از کسی است که هیچ یک از والدین او دارای افسردگی نیستند.

*عوامل بیولوژیکى
تغییرات زیستى متعددى در مغز افراد روى می‌دهد. این تغییرات شامل تغییر در ارتباطات عصبى سیستم غدد درون‌ریز و هورمونها، تغییر در سیستم انتقال‌دهنده‌هاى شیمیایى و تغییر در فعالیتهاى الکتریکى مغز است.
.
عامل محیطی را می توان تحت عوامل مختلف مورد بحث قرار داد که با توجه به تجربیات بالینی خود نام گذاری می نمایم : اعتماد به نفس ، وقایع تلخ دوران زندگی ، توقعات فرد از محیط و قضاوت او در مورد مسایل و وقایع زندگی. در اینجا هر یک از سه عامل فوق را توضیح میدهیم.

درمان افسردگی

عوامل محیطی افسردگی

۱ ) عدم اعتماد به نفس: اعتماد به نفس به معنی باور و اعتقاد به توانمندی خود در زمینه مورد نظری که شخص می خواهد فعالیت کند ، از طرفی می توان اعتماد به نفس< را جرآت و یا شجاعت ابراز وجود در انجام فعالیتی و یا هر عملی که شخص خواهان انجام آن است . برای مثال فردی که قدرت ابراز وجود را در جمع ندارد و یا به عبارتی دچار ترس و اضطراب و دلشوره می شود و یا اینکه در گرفتن حق خود احساس ترس و خجالت می کند و … در نهایت چنین فردی احساس مغبون شدن و بی لیاقتی نموده و در نتیجه در اثر تکرار چنین عملی و نیز گذشت زمان و دیگر عوامل احتمالی افسردگی و دیگر اختلالات روانی بوجود می آید . بنابر این یکی از دلایل افسردگی عدم اعتماد به نفس و همچنین حالات مرتبط دیگری چون خجالتی بودن ، کم رویی ،عدم خود باوری می باشد . عدم اعتماد به نفس مانع پیشرفت فرد در پیشرفت تحصیلی ، ورزشی ،شغلی و … می شود که در نهایت باعث افسردگی می شود .

۲ ) وقایع تلخ زندگی : از عوامل دیگر افسردگی و شاید دیگر حالات نابهنجار روحی وقایع تلخ و ناخوشایند دوران زندگی فرد باشد ، وقایعی که اثرات نامطلوبی بر روان فرد گذاشته و در نتیجه باعث افسردگی ، بدبینی ،خشم ، پرخاشگری و کاهش اعتماد به نفس و غیره می شود از قبیل شکست عشقی یا عاطفی ، شکست مالی ، از دست دادن یکی بستگان نزدیک و عزیز ، خیانت شریک مالی ، شریک عاطفی ، خیانت همکاران ، سیل ، زلزله و … می باشند که می تواند باعث افسردگی و غیره شوند .
۳ ) قضاوت ونوع نگرش فرد به وقایع زندگی : یکی از مهمترین عوامل افسردگی و رفتارهای نابهنجار و حالات روحی ناخوشایند نوع قضاوت و تجزیه و تحلیل ( به عبارتی نوع جهان بینی ) فرد به رفتارهای اطرافیان و وقایع زندگی می باشد که در تاریخ علم روانشناسی بسیار مورد بحت بوده و علمای روانشناسی مخصوصا دیدگاه شناختی بر آن بسیار تاکید دارند . برای مثال که از شکست و یا از شنیدن جواب منفی و یا شکست در ابراز وجود بیم دارد ، یا هرگز دست به عمل نمی زند و یا اگر دست زد و شکست خورد خود را خوار و ذلیل می پندارد . در نتیجه هر دو حالت چنین فردی دچار ناکامی و افسردگی می گردد .بنابر این نباید قضاوت منفی و بدبینانه داشت .بلکه باید خوشبین بود و امیدوارانه تلاش کرد . البته عوامل گوناگون دیگری نیز وجود دارند که باعث مشکلات عاطفی و افسردگی و غیره می شوند
مثل: زندگیت ٭

*عوامل شخصیتى افراد با انواع شخصیتى وسواس، و شخصیت نمایشى بیشتر ممکن است دچار افسردگى گردند.

٭ عوامل یاد گرفته شده
روابط اجتماعى ناخوشایند که منجر به ارزیابى منفى فرد از خود می‌شود باعث ایجاد افسردگى است. زیرا این افراد با توجه به خصوصیات خاص خود نمی‌توانند محبت، همدردى و ارتباط عاطفى لازم را از دیگران به دست آورند.

بنابراین این افراد هم در مورد خودشان ارزیابى منفى داشته و هم دیگران را صادق نمی‌دانند و به‌تدریج آزرده و ناکام شده و افسردگى در آنان پدید می‌آید.

٭ افکار منفى
افرادى که داراى افکار منفى در مورد خود، زندگى و آینده هستند، دچار افسردگى می‌گردند.

*مصرف داروها
٭ بعضى از داروها مثل داروهایى که در تنظیم فشار خون بالا مصرف می‌شوند و داروهاى خواب آور باعث به‌وجود آمدن افسردگى می‌شوند.

٭ کمبود مواد غذایى مثل کمبود اسید فولیک و بعضى ویتامینها مثل ب١٢ باعث کاهش اثرات داروهاى ضداضطراب شده و درمان را با مشکل روبرو می‌کند.
٭ اعتیاد به بعضى از داروها، مواد مخدر و یا الکل باعث به‌وجود آمدن افسردگى می‌شود.

درمان افسردگی و هیپنوتیزم درمانی

اگر چه روشهای درمانی رایج در درمان افسردگی بسیار مهم هستند، در واقع اهمیت روشهای درمانی رایج همچون درمانهای دارویی توسط متخصصین اعصاب و روان و روشهای درمانی شناختی و همچنین شناختی- رفتاری (c.b.t) بحدی اهمیت دارد که نمیتوان آنها را در درمان همه اختلالات روانی از جمله افسردگی نادیده گرفت. با اینحال به نظر می رسد بسیاری از بیمارانی که دوره های درمانی زیادی را گذرانده اند اما همچنان از مشکل افسردگی و یا غیره رنج می برند. در واقع می توان چنین اذعان کرد که روشهای درمانی جاری در درمان بسیاری از مشکلات کارایی آنچنانی ندارند. خیلی از اوقات بیماران اظهار می دارند که غالبا” علت مشکل خود را می دانند اما قادر به حل آن نیستند. مثلاً کسی که ترس از جمع دارد و یا کسی که از وسواس شستن رنج می برد، می گوید میدانم که در واقع اگر در جمع حاضر شوم خطری از سمت جمع مرا تحدید نمی کند اما در آن لحظه من قادر به کنترل هیجان ترس خود نیستم. و یا کسیکه دچار وسواس شستن است می گوید از لحاظ منطقی می دانم که دستانم کثیف نیستند، اما قادر به کنترل فشار فکری برای عمل شستن دست خود نیستم، در نتیجه به شستن دستم ادامه می دهم.درمان افسردگی
بنظر می رسد هیپنوتیزم تغییراتی را در ذهن ناهشیار فرد بوجود می آورد که فرد را قادر به انجام کار مورد نظر می کند. مثلا” در هنگامی که می خواهد شستن دست را متوقف کند فشار فکری وسواس گونه کمتری را احساس می کند ، و یا به راحتی افکار منفی و بدبینی را از خود دور می کند، و یا اینکه هیجان ترس کمتری را در جمع حس می کند. معمولا” زمانی هیپنوتیزم درمانی قادر به درمان افسردگی می باشد که به همراه روان درمانی و مشاوره روانشناسی باشد.



درمان قطعی افسردگیهیپنوتیزم در درمان افسردگی و حالتهای آن بسیار موثر بوده و نتایج بسیار خوبی هم حاصل شده است . هیپنوتیزم درمانی در از بین بردن و یا کاهش حالتهای افسردگی مانند : بی حالی و بی حوصلگی – بی خوابی – بد خوابی – کابوس شبانه – افکار خود کشی و حتی اقدام به خود کشی – پر خوری – کم خوری – نا امیدی – افکار خشم آلود – بدبینی – احساس ناامیدی – لذت نبردن از زندگی – کاهش تمایلات جنسی – کاهش اراده- و گوشه گیری – لذت نبردن از جمع …. بسیار موثر بوده است . البته اگر چه تقویت مثبت اندیشی در ناهوشیار بوسیله هیپنوتیزم در درمان افسردگی بسیار موثر است ، اما همیشه اینطور نیست که ما انسانها از طریق نا هوشیار کنترل شویم ، بلکه هوشیاری و اراده ما در تغییر و تحول حالات درونی و همینطور بیرونی ما بسیار موثر می باشد . ما باید مثبت اندیشی را تمرین نمائیم .

  1. ziba Reply

    سلام من ۳۲ ساله هستم بر اثر روابط ناموفق و اینکه اغلب در روابطم مورد بی مهری و طرد قرار گرفته ام دچار افسردگی ترس شدید و وحشت شده ام از آینده می ترسم و در کارم هم با مشکل روبه رو شده ام ولی وقتی با شخصی که دوست دارم وارد رابطه می شوم شدت علایم افسردگی کاهش پیدا می کند ولی باز هم ترس از دست دادن دارم اعتماد به نفسم پایین است یا اکگان درمان افسردگی و ترسهای من وجود دارد؟

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      بله. امکان درمان افسردگی شما و همچنین بهبود بخشیدن به اعتماد به نفس شماوجود دارد.
      موفق باشید

  2. ziba Reply

    سلام من ۳۲ ساله هستم بر اثر روابط ناموفق و اینکه اغلب در روابطم مورد بی مهری و طرد قرار گرفته ام دچار افسردگی ترس شدید و وحشت شده ام از آینده می ترسم و در کارم هم با مشکل روبه رو شده ام ولی وقتی با شخصی که دوست دارم وارد رابطه می شوم شدت علایم افسردگی کاهش پیدا می کند ولی باز هم ترس از دست دادن دارم اعتماد به نفسم پایین است یا امکان درمان افسردگی و ترسهای من وجود دارد؟

  3. منوجهر Reply

    سلام وقت بخیر من ۴۰ سال دارم و یک دحتر ۵ ساله دارم ۲ سال پیش از همسرم جدا شده ام و از آن موقع دچار افکار بد وافسردگی شده ام وحتی به خود کشی فکر کرده ام برای درمان افسردگی ام چه باید بکنم؟

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      بهر حال برای درمان افسردگی باید به متخصص مراجعه کنید.البته اجالتا به چیزهای مثبتی که دارید توجه فرمایید تا کمی بر حالات افسردگی خود غلبه نمایید.
      موفق باشید

      • فرزاد Reply

        سلام،مطب دارید،کجاست؟

  4. شیوا Reply

    سلام من ۴۲ ساله هستم و با همسرم مشکل دارم و پس از اطلاع از خیانت همسرم مدام به این موضوع فکر می کنم و نمی تواتم آنرا فراموش کنم هر روز و هر لحظه با این فکر مشغولم و عصبانی و پرخاشگر شده ام همسرم می گوید افسردگی گرفته ام آیا با مشاوره و هیپنوتیزم مشکلم حل می شود

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      بله هیپنوتیزم درمانی و یا هیپنوتراپی به همراه مشاوره و روان درمانی یکی از بهترین روشهای درمان افسردگی می باشد.
      موفق باشید

  5. ناشناس Reply

    سلام من ۲۲ ساله هستم عشقم یک طرفه بود افسرده شدم نمیتونم دوریشو تحمل کنم پرخاشگر بیحوصله شدم زیادگریه میکنم خودخوری هم میکنم میتونین به من کمک کنین

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      گریه، بی حوصله گی، پرخاشگری و موارد مشابه از علایم افسردگی می باشد و قابل درمان است.
      موفق باشید

  6. ایمان Reply

    سلام من ۲۸ سالمه دارم یه مدت رابطه دوستیم با دختری که ۵ سال باهاش رابطه داشتم به هم خورده تو این مدت اصلا حس خوبی ندارم به هیچ کاری دل نمی دم و به همه دخترها بدبین هستم با اینکه پیشنهاد برای ازدواج دارم تمی تواتم اعتماد کنم . همه می گن افسردگی گرفتم .چه راهکاری وجود داره من از این حس و حال خارج بشم؟

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      اول چند جلسه مشاوره بروید اگر خوب نشدین می توانید اقدام به درمان کنید.

      • ناشناس Reply

        سلام من برای درمان افسردگی که دارم میخوام هیپنوتیزدرمانی کنم اما نمیدونم کجا باید مراجعه کنم.لطفا راهنمایی کنید…

  7. دریا Reply

    سلام من ۱۶ سالمه مادرم نسبت به درس خوندن من بسیار حساسه و اگر نمراتم خوب نباشه واقعا به هم می ریزه و حالشون بد می شه البته مادرم سابقه افسردگی داشتند . ولی این موشوع خیلی منو مضطرب می کنه موقع درس خوندن تمرکز ندارم و همش نگرانم نکنه نمره ام خوب نشه و ترس بسیار زیادی از امتحان دارم .به نظرم منم دارم افسردگی می گیرم .مشاورهای زیادی رفتم ولی بی نتیجه بوده .چقدر ممکنه با هیپنوتیزم خوب بشم ؟

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      اولین پیشنهاد برای شما مشاوره با شما و مادرتان می باشد که باعث تغیر در سبک نگرش شما و مادرتان شود که امیدوارم مشکل افسردگی شماها درمان شود.در غیر این صورت هیپنوتیزم درمانی می تواند یکی از بهترین روشهای درمان افسردکی شما باشد.
      موفق باشید

    • اسمان Reply

      سلام من همش احساس گناه میکنم خودموکوچیکوبی ارزش میبینم خودموجلوی همه کوچیک میکنم بچه گی بدی داشتم گذشته ام افتضاح بود دچارگناه شد خودموزشتوبدردنخورمیبینم۱۹سالمه توهررابطه ی شکست خوردم همش میگم چون زشتم کسی منونمیخواد توروخداچیکارکنم

      • دکتر نجفی توانا Reply

        سلام.
        قابل درمان است .تماس بگیرید تا راهنمایی شوید.

  8. fazel Reply

    سلام شما برای هرنوع افسردگی میتوانید هیپنوتیزم کنید؟
    من شدیدا به پدرم دلبستگی داشتم و چندماه پیش پدرمو تو تصادف از دست دادم افسردگی شدید گرفتم و با اینکه تازه ازدواج کردم و همسرم فرد مورد علاقه من بود در روابطم نیز چندان موفق نیستم و هروز افسرده تر میشم و رخوت تمام وجودم رو گرفته دنبال راه چاره ام

  9. دکتر نجفی توانا Reply

    سلام.
    اگر هیپنوتیزم درمانی برای درمان همه نوع از افسردگی ها مفید نباشد حد اقل برای درمان افسردگی شما بسیار مفید است.آقا فاضل عزیز زندگی را سخت نگیر چون سخت می گردد جهان بر مردمان سخت گیر.
    موفق باشید

  10. ناشناس Reply

    سلام
    سابقه ١٠سال بيماري افسردگي را دارم ، بارها تحت درمان دارويي قرار گرفتم ولي همچنان افسرده هستم حوصله انجام كار هاي هرچقدرهم جزئي را تدارم ! دوست ندارم دارو بخورم، چون همه اش بايد بخوابم …. آيا هيپنوتيزم افسردگي را درمان ميكند چند در صداحتمال خوب شدن وجود دارد.?

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      بله تجربه نشان داده که هیپنوتیزم درمانی البته به همراه روان درمانی قوی ترین روش درمان برای انواع اختلالات عاطفی از جمله افسردگی میباشد. تعداد جلسات درمان با توجه به نوع شخصیت ، میزان افسردگی و تمایل خود فرد برای درمان و … متفاوت است . به طور کل معمول جلسات درمان ۱۰ جلسه میباشد.
      موفق باشید.

  11. نسرين Reply

    سلام
    آقاي دكتر توانا
    خواستم بپرسم براي درمان افسردگي هيپنوتيزم جواب مي دهد؟ چون خوردن داروهاي شيميايي خيلي عوارض دارد و نتيجه موقتي است . من پيش روا نپزشگان خيلي معروفي هم رفته ام ولي نتيجه نگرفتم چون مرتب بايد دارو خورد و تحت نظر بود.

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      بله، هیپنوتیزم برای درمان افسردگی بسیار موثر است و دوره درمان نیز سریع میباشد و زود به نتیجه میرسید .
      موفق باشید.

  12. ناشناس Reply

    آقاي دكتر سلام
    من مرتب احساس غمگيني دارم احساس درما ندگي مي كنم بي تفاوت شده ام قبلا اتفاقاتي كه مي افتاد مرا خوشحال و يا غمگين ميكرد و لي الان برأيم هيج فرقي نمي كندهمه جيز معناي خودش را از دست داده است .آيامشگل من با هيپنوتيزم درمان پذير است .باتشكر

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      حالت های غمگینی، بی تفاوتی ، لذت نبردن از چیزی ، بی حوصله بودن از علایم شایع افسردگی میباشد . سعی کنید به چیز های مثبت زندگی توجه کنید ، در واقع مثبت فکر کنید . برنامه ریزی های کوتاه و سبک میتواند به شما کمک کند و از ورزش کردن مخصوصا در باشگاه های ورزشی که باعث میشود از منزل خارج شوید میتواند به شما برای نجات از افسردگی کمک کند. در صورتی که همچنان مشکل باقی ماند، انوقت میتوانید برای درمان با هیپنوتیزم اقدام نمایید.
      موفق باشید.

  13. مينا Reply

    سلام
    آقاي دكتر من بعد از فوت مادرم به شدت گوشه گير و منزوي شدم و مدت زيادي از خانه بيرون نمي روم استرس و اضطراب ترس از مردم أفكار منفي دارم و قادر به انجام هيچ كاري نيستم لطفا به من كمك كنيد من نمي خوا هم دارو مصرف كنم با هيپنوتيزم درمان ميشوم يا نه

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      خانم مینا، از دست دادن عزیزان همه ی ما را غمگین و ناراحت مینماید . فوت مادرتان را به شما تسلیت میگویم .اما شما نباید اینقدر ناراحت و افسرده میشدید و البته اگر شما این واقعیت را بپزیرید که همه آدم ها و یا هر موجود زنده ای یک روزی به دیار دیگر میشتابد اینقدر غمگین و افسرده نمیشدید با این هال امیدوارم چند جلسه مشاوره روانشناسی به شما کمک کند که کاملا بهتر شوید.در غیر این صورت هیپنوتیزم درمانی هم میتواند برای شما بسیار مفید باشد.
      موفق باشید.

  14. ناشناس Reply

    من اغلب بي حوصله هستم .چند سال پيش همسرم را از دست دادم و از اون موقع به بعد از مسؤوليت پذيري و ازدواج مي ترسم و نمي توانم از منزل خارج شوم بشدت تو خودم هستم و نمي دانم چكار كنم .من ٢٩سال دارم.

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      امیدوارم غم اخرتان باشد. به هر حال همه انسان ها این دنیای فانی را وداع و به دنیای باقی سفر میکنند . اما در ارتباط با غمگینی و افسردگی شما باید بگویم که به نظر میرسد غیر طبیعی باشد چون ادم های طبیعی بعد از هر حادثه ای هر چند بسیار غم انگیز بعد از مدتی با ان حادثه کنار امده و زندگی طبیعی خودشان را شروع می نمایند .بنابراین شما باید دچار افسردگی باشید که نیاز به مداخله درمانی دارید بنابراین بهتر است به روانشناس یا روانپزشک مراجعه نمایید .
      موفق باشید.

  15. ناشناس Reply

    با سلام خواهرم چند سالي است كه دچار افسردگي شديد است تحت درمان دارويي قرار دارد ولي زياد حال خوبي ندارد و به تازگي شو هرش اقدام كرده براي طلاق آلطفا راهنمايي كنيد چه كاري ميشود كرد كه زندگي شان به هم نخورد و حالش خوب شود.

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      متاسفانه دارو درمانی کاهش دهنده علایم بیماری های روانی است بنابراین بهتر است خواهر شما برای روان درمانی به یک روانشناس مجرب مراجعه نماید که انشااله حالش بهتر شود و البته در صورت عجله برای بهبودی به نظر میرسد هیپنوتیزم درمانی میتواند بهترین و سریع ترین روش درمان باشد . پس به دنبال یک هیپنوتیزم درمانگر مجرب بگردید.
      موفق باشید.

  16. ناشناس Reply

    خواهري دارم كه بدون توجه به چهار چوب خانواده حركت ميكند. وقتي از او سوال مي كنيم سعي مي كند توجيه كندو همه اش مي گويد بي حوصله هستم نمي توانم تصميم بگيرم بي انگيزه و بي هدف است همه اش به خودكشي فكر ميكند و يك بار هم اقدام كرده است .آيا هيپنوتيزم به او كمك مي كند .

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      بله، هیپنوتیزم درمانی برای درمان مشکلات ایشان بسیار موثر است البته در صورتی که میل به درمان داشته باشد و در فرایند جلسات درمان کاملا” همکاری نماید .
      موفق باشید.

  17. ناشناس Reply

    سلام
    آقاي دكتر من سالها پيش دچار افسردگي شده بودم ولي حالم خوب شد الان همه اش مي ترسم برگردم به دوران افسردگي ام دچار تپش قلب و اضطراب و بي ميلي نسبت به همه چيز مي شؤم و بعد عرق ميكنم و فكر برگشت به دوران افسردگي مرتب آزارم مي دهد .لطفا راهنمايي كنيد

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      به نظر می رسد علائم افسردگی شما هنگامی که فکر می کردید خوب شده اید فروکش کرده بوده است . و همچنین به نظر می رسد شما دچار وسواس فکری و ترس از بیمار شدن هم داشته باشید.سعی کنید منفی فکر نکنید ، ورزش کنید به اهنگ های شاد گوش بدهید. انشااله بهتر می شوید.و حتما” از تخصص روانشناسی و یا روانپزشکی استفاده نمایید.
      موفق باشید.

  18. داوود Reply

    سلام دکتر
    من گاهی احساس افسردگی میکنم و گاهی هم این حسو ندارم .جدیدا هم دچار وسواس شدم توی کارام اعتماد به نفسمو از دست دادم و وقتی میرم بیرون همش خجالت میکشم با اینکه ۳۷سالمه به شدت خیال پردازی میکنم باید چیکار کنم اقای دکتر ؟

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      احتمالا” شما باید آدم کمرو و خجالتی بوده و یا باشید که هنوز هم خیال پردازی می کنید . ابتدا جهت مشاوره به یک روانشناس مراجعه کنید در صورتی که نتیجه نگرفتید به یک درمانگر مراجعه کنید .
      موفق باشید.

  19. امیر قاسم Reply

    سلام اقای دکتر من احساس میکنم افسردگی گرفتم انگیزمو از دست دادم من قبلا عاشق یک خانمی شده بودم با اینکه الان ازدواج کرده ولی هنوز بهش فکر میکنم و این نمیزاره برم دنبال دیگران این چند ساله به شدت هم با اینگه اصلا تمایل ندارم ولی دچار خودارزایی شدید شدم من ۳۴سالمه و این موضوع خیلی اذیتم میکنه راهنمایی کنید لطفا

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      سعی کنید ورزش کنید ، موسیقی شاد گوش دهید و مثبت فکر کنید و البته سعی کنید بر احساسات خود تسلط داشته باشید . و البته پیشنهاد می شود به یک روانشناس نیز مراجعه کنید .
      موفق باشید.

      • حبیب Reply

        با سلام خدمت اقای دکتر اول این که میخواستم بدونم که ایا کم رویی و خجالت شدید از پیامد های افسردگی هست یا خیر دوم این که من توی دوره ای بودم که واقعا برام سخت گذشت و دچار تیک عصبی شدید و عجیب شدم هر هفته یه تیک داشتم و متغیر بود شاید سی چهل نوع تیک عوض کردم و خواستم بگم که الان در ارامش هستم ولی تمام پیامد های افسردگی در من باقی مونده و وقتی هم به اون دوران بد فکر میکنم باز اعصابم خراب میشه و این که طوری هستم که هیچکس نمیدونه که افسرده ایا تمام این مشکلات با هیبنوتیزم خوب میشه یا خیر ممنون از وبسایت خوبتون و تشکر بابت جوابگویی به همه ی کامنت ها

        • دکتر نجفی توانا Reply

          سلام.
          گاهی اوقات افسردگی معلول کمرویی و خجالتی است و گاهی اوقات عدم اعتماد به نفس معلول افسردگی است. درمان پذیر است لطفا” تماس بگیرید تا راهنمایی شوید.
          موفق باشید.

  20. شیدا Reply

    سلام من به مدت ۳ سال که دچار کابوسهای شبانه میشوم اکثرا فکر میکنم کسی در خانه در حال دزدی است با ترس و وحشت از خواب بیدار میشم و دیگه خوابم نمیبره مشکل بد خوابی دیر خوابی و پر خوابی دارم یعنی شبها خیلی دیر خوابم میبره و روز تا ساعت ۱۱ ظهر اکثرا خوابم وقتی از خواب بیدار میشم شدیدا خسته ام توان و انگیزه هیچ کاری رو ندارم گاهی اوقات شبها موجودات عجیب که وجود زمینی ندارند میبینم و مورد آزار آنها قرار میگیرم لطفا مرا جهت درمان راهنمایی کنین درصورت امکان جواب را برآیم gmailکنید و یک درمان خوب معرفی کنید با تشکر فراوان

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      شما هم نیاز به درمان روانپزشکی و هم روان شناسی دارید .بنابراین هر چه زودتر به یک درمانگر مراجعه کنید .
      موفق باشید.

  21. مجید Reply

    سلام اقای دکتر ، من با یک خانمی در ارتباط هستم احساس میکنم افسردگی داره همش تو خونه گریه می کنه وقتی میرم جایی زنگ میزنه باهام دعوا می کنه وقتی باهام میریم بیرون بهانه گیری میکنه ما قراره باهم ازدواج کنیم . میشه درمان کردش ؟قبل ازدواج خوب میشه

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      بله جناب آقای مجید . حتما” قبل ازدواج آن خانم باید درمان شود .
      موفق باشید.

  22. صبا Reply

    سلام.من چند ماهی با یک اقا پسری دوست بودم و اون یه دفعه ای گذاشت رفت ما تو اوج رابطه بودیم و همه چیز عالی بود هیچ مشکلی نداشتیم و با هم اصلا بحث نکرده بودیم در این حد عالی بودیم
    من اصلا نمیفهمم چرا رفته و این چرا توی زندگی من ۱ماهه که هست که چرا همه چی خوب بود که دارم افسردگی میگیرم فکر کنم باید چیکار کنم کمک کنید دکتر

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      خانم صبا خدا به شما صبر بده انشااله . این دنیا به هیچ کس رحم نمی کنه چه برسد به آدم ها .البته طرف شما دارای مشکل بوده ،بهتر که الان رفت ، و اگر می ماند بعد از چندین سال می رفت آن وقت تحملش سخت تر بود . با این حال برای مشاوره به یک روانشناس نیز مراجعه نمایید .
      موفق باشید.

  23. م.ک Reply

    سلام اقای دکتر توانا. من مادر یکی از مراجعینتون هستم . اقای دکتر من یک دنیا ممنون شما هستم شما زندگی رو به خانواده من دوباره برگردوندین واقعا ممنونم . دختر من دیگه اون دختر افسرده ،بی حوصله و خشن و کسی ک اصلا اعتماد به نفس نداشت و نمی تونست ازدواج کنه نیست حالا یه دختر شاداب و سرزندست داره درسشو تموم میکنه و نامزد کرده .اقای دکتر هر چقد ازتون تشکر کنم کمه . امیدوارم خدا به شما سلامتی بده شما افتخاری هستید برای کشور ما .تشکر فراوان

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      خانم م.ک از تشکر و قدر شناسی شما تشکر می کنم .
      موفق باشید.

  24. امین Reply

    سلام دکتر من الان ۳۸سلم شده ولی هنوز ازدواج نکردم چند سالی هست که به خاطر افسردگی که دارم دارو مصرف می کنم ولی خوب نشدم حتی فکر میکنم بدترم شدم اصلا میلم به همه چی کم شده و همیشه استرس دارم .چند سالی هم هست که با اینکه دوست ندارم ولی به خود ارضایی اعتیاد پیدا کردم .اقای دکتر من در تبریز ساکن هستم و می خواهم اگر درمان میشم ؟بیام تهران پیش شما .چه مدت هم باید تهران باشم

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      مشکلات عدیده ای که فرمودید قابل درمان است . مدت درمان و بقیه مسائل در اولین جلسه معارفه توضیح داده خواهد شد .
      موفق باشید.

  25. سوزان Reply

    سلام اقای دکتر من خواهری ۲۵ ساله دارم که بسیار بلند پروازه ولی اصلا برای چیز هایی که می خواد تلاش نمی کنه متوجه شدم بعضی اوقات توهم اون کار رو میزنه و هذیون میگه با خودش همش فکر میکنه اون کارو داره .اقای دکتر این مشکل ایا قابل درمان ؟

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      به نظر می رسد خواهر شما باید فردی درون گرا و کمرو و خجالتی باشد . که به دلیل عدم اعتماد به نفس نتوانسته در واقعیت چیزی بدست آورد در نتیجه در خود فرو رفته . باید برای درمان اقدام کنید . هیچ دردی بی درمان نیست .
      موفق باشید.

  26. ناشناس Reply

    سلام دکتر من چند وقتی هست که دچار افسردگی شدم چند ماه که اصلا بیرون نرفتم حوصله هیچ کاری رو ندارم انجام بدم به همه کس بد بین هستم چیکار کنم از این حالت بیام بیرون .ممنون

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      شما باید برای درمان اقدام کنید . جلسات روان درمانی می تواند بسیار برایتان مفید باشد .گاهی اوقات دارو درمانی نیز می تواند در این موارد موثر واقع شود.البته خودتان نیز سعی کنید با ورزش ، مثبت اندیشی ، حضور در جمع و غیره به خودتان کمک کنید .هیپنوتیزم درمانی نیز می تواند برایتان مفید باشد .
      موفق باشید.

  27. ناشناس Reply

    سلام من در سن پایین با چند نفر رابطه جنسی داشتم و الان به شدت پشیمونم و ناراحتم من الان می خوام با یه نفر ازدواج کنم ولی میترسم باید چیکار کنم ایا به درمان احتیاج دارم ؟میتونم ازدواج کنم یا نباید ازدواج کنم؟؟

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      منظورتان از اینکه میترسید دقیقا” چیست بفرمایید ؟
      موفق باشید.

      • ناشناس Reply

        ممنونم که جواب من رو دادید .خودمم نمی دونم ترس از چیه شاید از اینکه تو رابطم با کسی که قرار باهاش ازدواج کنم تاثیر بذازه من واقعا پشیمون هستم اقای دکتر از کاری که کردم

  28. یاسین Reply

    سلام دکتر جان من یه کلافگی نا معلومی دارم از تعطیلات اصلا خوشم نمیاد چون بی قراری تو مجیط دارم که اذیتم میکنه این موضوع افسردم کرده اضطرابمم زیاد شده راهنمایی لطفا؟

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      اگر این حالت مدت طولانی است که در شما بوجود آمده حتما” به یک متخصص علوم روانشناسی مراجعه کنید . در صورت تمایل برای راهنمایی بیشتر تماس بگیرید .
      موفق باشید.

  29. ارزو Reply

    سلام اقای دکتر . من دختر ۲۵ساله ای هستم که اصلا رو رفتارام و عادت هایی که دارم تعادل ندارم . به شدت معتاذد له جنس مخالفم هستم یه وقتایی همالکی شروع میکنم به پیامک دادن به شماره های غریبه اصلا دست خودم نیست این نیاز بیش از حد به جنس مخالف باعث ازارم شده .راهنمایی کنید .ممنونم

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      این یک وسواس ذهنی و فشار روانی _جنسی برای ایجاد ارتباط با جنس مخالف است که نیاز به درمان دارد.برای اطلاعات بیشتر تماس بگیرید .
      موفق باشید.

  30. فرنود Reply

    سلام جناب دکتر من خواهر ۳۰ساله ای دارم که دچار افسردگی شدید و حدود ۴سال هست که دارو مصرف می کنه .می خوام برای هیپنو تراپی اقدام کنم در هنگام درمان باید قرص هاشم استفاده کنه یا باید قطع شود ؟ممنون میشم پاسخ بدید

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      پس از شروع درمان و بهتر شدن حالشان معمولا” دارو درمانی را رها می کنند . لطفا” برای راهنمایی بیشتر تماس بگیرید.
      موفق باشید.

  31. الیکا Reply

    سلام من وابستگی شدیدی به قرص های کدیین و الپرازولام دارم قبلا هم به ترامادول و کلونازپام .این اعتیادم باعث شده اصلا خواب خوبی نداشته باشم همش گرفتگی عضله دارم مخصوصا عضله های گردنم وقتی قرص هارو مصرف میکنم به شدت پرخاشگری میکنم خیلی بی نظم شدم حوصله هیچ چیزی هم ندارم .اینقدر دکتر های مختلف رفتمو نتیجه نگرفتم بدبینی به دکتر ها پیدا کردم تا حالا هیپنوتیزمو ولی امتحان نکردم .اثرش رو بعد چند جلسه میبینم

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      معمولا” اثرات هیپنوتیزم درمانی سریع مشخص می شود .برای اطلاعات بیشتر تماس بگیرید تا راهنمایی شوید .
      موفق باشید.

  32. فیروزه Reply

    سلام اقای دکتر من یک دختر ۱۲ساله دارم. جاهای متفاوت برای مشاوره بردم .دخترم معلوم شد از طرف پدرش مورد تجاوز قرار گرفته و عموشم هی اذیتش میکرده من از همسرم که فهمیدم واقعا از حیون کمتر هست جدا شدم ولی دخترم اصلا حال خوبی نداره از منم میترسه بهم پیشنهاد دارو کردن ولی نمی خوام تو این سن قرص بخوره .اقای دکتر میشه تو این سن روش هیپنوتیزم انجام داد ؟مشکلش با هیپنوتیزم درمان میشه ؟

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      بله. مشکل دختر خانم شما با این روش درمانی قابل درمان است نگران نباشید.تماس بگیرید تا راهنمایی شوید.
      موفق باشید.

  33. سیما Reply

    سلام کارتون عالییییییی دکتر جان مرسییییییییی

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      خیلی ممنون .
      موفق باشید.

  34. سودابه 1222 Reply

    سلام دکتر من دختری دارم که مدت هاست همش تو اتاقشه خیلی بی نظم شده اصلا از بیرون رفتن و جمع های خانوادگی بیزاره در صورتی که قبلا دختر شادابی بود و روز به روز بد تر و بی حوصله تر میشه من خیلی نگرانم پیش مشاوره های مختلف بردمش .دارو هم مصرف کرده نتیجه نداده با این روش درمان میشه

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      بله. تقریبا” همه آنهایی که تاکنون مراجعه کردند با این روش نتیجه گرفته اند . برای اطلاعات بیشتر تماس بگیرید تا راهنمایی شوید .
      موفق باشید .

  35. ناشناس Reply

    دکتر جان سلام خدا وکیلی با این روش من درمان میشم سر کاری نیست خسته شدم همه کار کردم نتیجه نگرفتم دارم دیونه میشم هزینش برام مهم نیست فقط خوب شم .

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      خیر . سر کاری نیست ،خوب می شوید . تماس بگیرید تا راهنمایی شوید .
      موفق باشید .

  36. ناشناس Reply

    سلام افسردگی جسم منو زمینگیر کرده خیلی کارا دوست دارم انجام بدم نمی تونم سست بودن اذیتم می کنه من می خوام خوب شم دوستانم بهم میگن این روش خوبی است آقای دکتر درمان میشم.

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      بله، درمان میشوید. برای اطلاعات و راهنمایی بیشتر تماس بگیرید.
      موفق باشید.

  37. میترا Reply

    سلام آقای دکتر.من نزدیک یک هفته هست که یه مشکلاتی گریبان منو گرفته.زود گریه میکنم, زود از کوره در میرم,زود از حرف اعضاء خونواده قهر میکنم,اشتهام هم کم شده طوری که میل به خوردن ندارم و لاغر هم شدم قبلا چنین فردی اصلا نبودم البته بدبین هم هستم و به همه مشکوک لطفا کمکم کنید؟

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      سعی کنید نگذارید حالت کرختی و بی حالی بر شما غلبه کند. راه های غالب شدن بر این حالات شما ورزش های موزون به همراه موسیقی شاد ، مثبت فکر کردن، به دنبال کار رفتن و یا مطالعه کردن و … می باشد. چند جلسه مشاوره روانشناسی نیز می تواند برای شما مفید باشد. البته هیپنوتیزم درمانی نیز می تواند برای شما بسیار مفید باشد.
      موفق باشید.

  38. جواد Reply

    سلام آقای دکتر من یک پسر ۲۲ ساله هستم از افغانستان که از بیماری افسردگی رنج میبرم از اجتماع گریزان استم احساس ناتوانی دارم بسیار نگران آینده استم بی تفاوت و بی مسئولیت استم نزد چندین دکتر مراجعه کردیم ولی نتیجه نداد اعتماد به نفس اصلا ندارم میخواهم در کمترین وقت ممکن از شر افسردگی رهایی یابم آیا با هیپنوتیزم امکان دارد کاملا صحتمند گردم اگر زحمت نمیشود آدرس یک هیپنوتراپست لایق در افغانستان برایم بدهید ممنون

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام جناب آقای جواد.
      امکان درمان شما با هیپنوتیزم بسیار ممکن می باشد. اما نمی دانم در افغانستان هیپنوتراپیست لایق وجود دارد یا خیر؟ بهتر است از وزارت بهداشت افغانستان جستجو کنید. در غیر این صورت مشهد به شما نزدیک می باشد.
      موفق باشید.

  39. ناشناس Reply

    سلام آقای دکتر من ۱۲ ساله وسواس شستشو دارم ۸ سال دارو مصرف کردم ۵ سال هست که افسردگی و اضطراب هم گرفتم الان حدود یک ساله داروهامو قطع کردم خودم خواستم قطع کنم ولی بعد از قطع داروهام که خیلی هم اذیت شدم وسواسم خیلی شدیدتر شده دیگه امیدی ندارم همش به خودکشی فکر میکنم اعتماد به نفسمو کاملا از دست دادم چه کار باید بکنم جوری شدم که مثلا یه کاری انجام میدم حواسم پرت میشه یه آن به خودم میام میبینم یه مدت طولانی دادم مثلا یه ظرفو میسابم و حواسم نبوده یا اینکه یادم میره مثلا یه ثانیه پیش کجای دستمو شستم اصلا تمرکز ندارم حافظم خیلی کم شده البته حافظه ی کوتاه مدتم آیا هیپنوتیزم چاره ساز هست؟آخه از یه هیپنوتراپیست شنیدم که گفت وسواس با هیپنوتیزم درمان نمیشه

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      بله، هیپنوتیزم برای شما چاره ساز می باشد و وسواس را نیز می تواند درمان کند. اما اینکه شما نتیجه بگیرید یا نگیرید بستگی به شما و درمانگری دارد که انتخاب می کنید. با این حال اجالتا” ورزش کنید، مثبت فکر کنید، موسیقی شاد گوش دهید و البته بهتر است هر چه زود تر برای درمان نیز اقدام کنید. برای اطلاعات بیشتر می توانید تماس بگیرید.
      موفق باشید.

  40. محمدعلی Reply

    سلام من حدود ۳ سال است که خواب ندارم اگر هم می خوابم نهایت ۵ دقیقه اس بعد از آبیدار ودیکر خوابم نمی برد باید چه کار کنم رفتم دکتر قرص افسردگی داده ولی بازهم خوب نشده راه چیست

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      در صورتی که مایل به دارو درمانی هستید مجدد به روانپزشک مراجعه کنید شاید در نسخه اش تغییری حاصل کند. مشاوره و روان درمانی نیز می تواند برای شما مفید باشد.
      موفق باشید.

  41. زهره Reply

    سلام من بیست ساله ام من مدت یکسال میشه که افسرده گی دارم با اعضای خانواده مادرم همه خیلی زشت رویه میکنم وآنها همرا من رفتار نا خوشایند دارد بخاط این عمل من مرا تحقیرمیکند من کاملا خسته شدیم ازی حالت من میخواهم هرچه زودتردرمان شوم آیا توسط دارو درمان خواهم شد من همیشه منفی فکرمیکنم همیشه نا امید استم وقتی همراه خانواده خود رویه زشت میکنم بعدا پشیمان میشوم وگوشه گیری میکنم همراه کسیکه جنگ میکنم دیگه نمیتانم روبرو شوم زیادتربامادرم درگیر میشوم بعدا خیلی احساس گناه میکنم وبه گریه شروع میکنم

  42. رضا Reply

    سلام اقای دکتر بیماری افسردگی ۲ قطبی قابل درمان هست بنده نمی خوام دارو مصرف کنم راهی هست درمانی بشه

    با تشمکر
    ۲۴ سالم

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      بله قابل درمان است. لطفا تماس بگیرید تا راهنمایی شوید.
      موفق باشید.

  43. 90 Reply

    سلام ببخشید من چندماهه حال خوشی ندارم احساس میکنم نمیتونم هیچ کاری انجام بدم انگاراختیاری ندارم وکس دیگه ای منو کنترل میکنه برای همین توانایی کارای کوچیکوهم ازم گرفته یک بی تفاوتی خیلی عجیبی دارم انگارهیچ چیزتواین دنیامهم نیس اماوختی ب مرگ فجیع عزیزام فک میکنم میشینم فقط گریه میکنم روزام همینطوردارن میرنومن ازین ک کاری از دستم برنمیادمتنفرم حدودپنج ماه دیگم کنکور دارم وازین ک قبول نشم واگ ازین خونه ای ک توش زندگی میکنم نرم دیگ نمیتونم ادامه بدم میشه کمکم کنید

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      سعی کنید ورزش کنید،به چیزهای مثبت فکر کنید ،و البته چند جلسه مشاوره روانشناسی هم می توانید به شما کمک کند. در صورتی که نتیجه حاصل نشد به اینجا مراجعه کنید . برای اطلاعات بیشتر تماس بگیرید تا راهنمایی شوید.
      موفق باشید

  44. ریحانه Reply

    سلام…
    من۴سال پیش به مدرسه نمونه دولتی رفتم ازهمون بدو ورودم چون ازدوستام جداشده بودم و وارد یه محیط جدید شده بودم ب کل اعتمادبنفسم روازدست داده بودم چون تاقبل اون همیشه بهترین بودم همیشه موردتایید دیگران بودم واین باعث میشد تلاشم روبیشتروبیشترکنم ولی ازوقتی وارداین مدرسه شدم کاملاخودم روباختم کارم شده بودخودخوری و گریه وبه کل ناامیدی پیش روانشناس رفتم ولی هیچ اثری نداشت پیش متخصص اعصاب و روان هم رفتم باداروباعث شدن یکم بهتربشم وترم اول معدلم۱۹/۹۵بشه ولی بعدازاون درس خوندن برام شد اجبارهمیشه ازخوندش شونه خالی میکردم همیشه میذاشتم واسه اخرین دقیقه ک دیگ مجبورباشم بخونم سال دوم دبیرستان به کل ازخودم ناامیدشدم دیگ گریه نمیکردم ولی همش ازدرس خوندن فرارمیکردم همیشه منتطربودم یه کسی بیادبهم بگه میتونی توباهوشی پاشودرست روبخون دقیقا به رفتاراطرافیانم عمل میکردم کافی بودیکی منوازخودم ناامیدکنه بازبرمیگشتم ب خونه اول اینقدازخودم ناامیدمیشدم ک گاهی فک میکردم راه رفتنم یادم میره …گفتم از اون مدرسه برم حالم بهترمیشه رفتم ب دبیرستان عادی ولی هیچ فرقی نکردبازم علاقه ای بدرس پیدانکردم ی جورعدم اعتمادبنفس ترس ازدرس خوندن و موفق نشدن این ترس باعث شده هرکاردیگ هم ک میخوام انجام بدم تمام افکارمنفی سراغم میادمانع میشه الان ب نقطه ای رسیدم ک تاکنکور چیزی نمونده ولی من بخاطراین ترس هیچی درس نخوندم حتی الان۱ماهه مدرسه نرفتم همش توخونه خوابیدم منی ک نمرم از۲۰پایین ترنمیومدالان برام اهمیتی نداره اینقد ازدرس فراری شدم ک امتحانای ترم اولم روفقط تو۲ساعت اونم صب امتحان بزور بلندمیشدم ومیخوندم درطول ترمم یاسرکلاس تمرکزنداشتم یاتوخونه درس نمیخوندم بازم بااین شرایط نمره هام از۱۷پایین ترنیومد ولی الان ب کل خودم روباختم منم و یه عالمه کتاب ک هم باید برای کنکوربخونم هم مدرسه هم حس خوابی ک تامیخوام ی کاری انجام بدم میادسراغم حتی کم کم دارم ب این فک میکنم ک نفس کشیدنم یادم میره واقعا ازاین شرایط خسته شدم برای اینک خودم روراحت کنم ب خواب پناه میبرم من نمیخوام اینجوری باشم نمیخوام ایندم تباه بشه ولی واقعا هیچ انگیزه ای برای تلاش ندارم….خستم….باید چیکارکنم داروهم میدونم اثرنداره اگ اثرداشت۴سال پیش خوب میشدم
    …ساکن تهران هم نیستم ک بتونم بیام پیش شما ازتون راهنمایی میخواستم ممنون میشم راهنماییم کنید

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      خانم ریحانه از آنجایی که ساکن شهرستان هستید و نمی توانید به ما مراجعه کنید متاسفیم. اما هیپنوتیزم درمانی می تواند برای شما بسیار مفید باشد. پس بنابراین به نزدیک ترین جایی که می توانید، برای هیپنوتیزم درمانی مراجعه کنید. البته کسی که روانشناس و قادر به این کار باشد.
      موفق باشید.

  45. ملیسا Reply

    سلام،من ۲۸سال دارم و پرستار هستم حدود یکسال قبل تو رابطه عاطفیم با مشکل مواجه شدم.وقتی حالم بد بود به اورژانس محل کارم رفتم و همکارم برام اسکازینا تجویز کرد یکروز بعد از تزریق derealizationگرفتم،دو هفته بعد از اون اضطراب شدید به همرا افسردگی،از همه چیز میترسیدم حتی از تنها بودن تو یه اتاقی که کسی نیست از تاریکی از مردن،اون علایم الان کمتر شده ولی مدام ترس از این دارم که دوباره بش دچار شم وقتی خبر بد یا ناگوار میشنوم فکر میکنم آخر دنیاست،حساس و عصبی و زود رنج شدم،الان بیشترین چیزی که اذیتم میکنه یه حس پوچی نسبت به دنیاست فک میکنم هیچ چیزی تو دنیا نیست که شادم کنه،تو دانشگاه پزشکی قبول شدم ولی نه انگیزه داشتم که بخونم و هم اضطراب از اینکه هربار که یه صفحه از یه کتاب روانپزشکی میخوندم تمام علایم رو تو خودم پیدا میکرد،تمام پتانسیل هام دارن هدر میرن،میشه لطفا راهنماییم کنید،متشکرم.

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      شما دچار افسردگی می باشید. در صورتی که به وسیله دارو های روانپزشکی نتیجه نگرفتید، شاید این روش برای شما مفید باشد.برای اطلاعات بیشتر تماس بگیرید تا راهنمایی شوید.
      موفق باشید.

  46. ملیسا Reply

    ناگفته نمونه که من خیلی زیاد فکر میکنم،قدرت تخیلم خیلی بالاست احساس میکنم،از وقتی که اینطور شدم حتی به کلمات هم زیاد فکر میکنم،انگار حتی یه معنی ساده که برای افراد معمولی بار روانی صفر داره وقتی وارد فکر من میشه تبدیل به یه غول میشه،که منو میترسونه،میشه بگین این وضعیت ناشی از افسردگی یا خیر؟

  47. سيروان Reply

    سلام
    جناب دكتر من حدود ده سال هست ك علاقه مند به دختري هستم ك در طول اين ده سال بيادش زندگي كردم
    مدتي بتهم رابطه داشتيم و رفتم خواستگاري اما خانواده اش جواب منفي دادن
    بعد از دوسال الان بازهم با هم رابطه داريم و چند بار افرادي رو واسطه قرار دادم
    اما جواب خانوادش بازم منفيه
    متاسفانه شديدا نااميد هستم و با توجه ب علائم افسرده هستم
    در حدي ك ممكنه ب رابطه ام آسيب بزنه
    نظرتون رو اعلام كنين ممنون ميشم

    • دکتر نجفی توانا Reply

      همانطور که ذکر کردید ریشه مشکل شما جای دیگری است . سعی کنید با مراجعه به روانشناس راه حل مناسبی برای مشکل خود پیدا کنید.

  48. SM Reply

    AV
    سلام
    یک تصادف داشتم که منجر به ترس در من شده و همچنین در قسمت گردن و کتف یک گرفتگ کوچک و تنگ شدن استخوانی که مایع از آن عبور می کنه.
    ۲. بعد از یک پرواز هوایی دچار ویروسی شدم که فشارم به ۳ میرسید و حالت تهوع شدید داشتم.۳ ماه در خانه خوابیدم و وقتی آمپول تهوع متوکلوپرامید را تزریق کردند دچار تشنج شدم که خیلی ترسناک بود.
    ۳. یک عمل فیبروادنوم در سینه داشتم که بعد از آن دست چپم دچار بی حسی شد.و ۴ سال می گذرد ولی رفع نشده.
    ۴. به دندانپزشکی مراجعه کردم که پس از زدن آمپول بی حسی تپش شدید گرفتم و به از آن صورتم بیحس باقی ماند و رفع نشد.
    ۵.به مدت ۵ سال با همسرم مشکل داشتم و ترس جدایی از او.
    ۶. بعد از فوت پدر شوهرم ترس شدید از دست دادن همسر،پدر و مادر دارم.
    ۷. پرواز بسیار بعدی را تجربه کردم. و الان از پرواز ترس دارم و خیلی استرس شدید در هواپیما دارم در موقع پرواز.
    همه این ها در مدت ۱۰ سال اتفاق افتاده.
    پیش دکتر مغز و اعصاب که رفتم یکی از آنها تشخیص پانیک اتک دادن پس از م.ار.ای و نوار مغزی و قرص کلردیازپوکساید و پروپرانولول و زاناکس دادن.ولی بعد از ۵ ماه پریود نشدن و گرگرفتهگی شدید داشتم و به کلردیازپوکساید را قطع کردم .خوب بودم و دیگر بی حسی کامل طرف چپ بدن را نداشتم تا اینکه سگی به من حمله کرد و دوباره ترس به سراغم آمد.
    ترس شديد از سوسك هم به دليل زياد بودن در محل كار دارم.
    به دکتر دیگری مراجعه کردم که قرص ونلافاکسین را به من دادند و الان ۲۴ ساعت می گذره و من حتی نیم ساعت هم نخوابیدم.
    به نظر شما من افسردگی دارم یا اضطراب و ترس؟ و آیا من به این دلیل طرف چپ بدنم و کل سرم و صورتم بی حس می شود؟؟؟
    آیا هیپنوتیزم اثر دارد ؟ و ممنون میشم اگر اثر دارد یک هیپنوتیزم خوب معرفی کنین.
    با تشکر
    ا

    • دکتر نجفی توانا Reply

      همین که خودتان می خواهید درمان شوید خیلی خوب است و مطمئناً نتیجه بهتری میگیرید. بله هیپنوتیزم درمانی اثر مثبت در درمان پانیک اتک دارد.

  49. سارا Reply

    سلام .من دختری ۲۳ ساله هستم ک از ۶ ماه قبل پسر عموم به ابراز علاقه برای ازدواج شروع کرد ولی تاکید کرد ک کسی چیزی نفهمه تا زمانی ک شرایطش درست بشه وبعد برای خواستگاری اقدام کنه ولی متاسفانه از هر طریقی همه فامیل فهمیدند و پسرعموم وقتی ک دید همه فهمیدن دیگه رابطشو کات کرد باهام و گفت ک نباید کسی چیزی میفهمید و منو مقصر دونست و کات کرد باهام قبلا دائم از علاقه ی عمیقش برام میگفت ک الان توی گوشم هست تموم حرفاش نتونستم چیزی رو فراموش کنم چون مدام از علاقش برام دم میزد و حرفای احساسی میزد خب منم دختربودم ب حرفاش دل میبستم …وقتی ک پدرم با پدرش حرف زدن در مورد ما پدرم زیاد گفت من فعلا رضایت ندارم چون شرایط لازم رو برای ازدواج با دخترم نداره دیگه اونم اصلا یه پیامک نداد و عقب کشید که نه به گرمی قبل و نه ب سردی الان…الانم ۲ ماهه ک از این کات کردن میگذره ولی نتونستم از یاد ببرمش خیلی برام سخته دیگه ب هیچ پسری اعتماد ندارم و نمیخوام پذیرای کس دیگری برای ازدواج تو زندگیم باشم.هیچی خوشحالم نمیکنه مدام ب گذشته ای ک باهاش داشتم فکر میکنم و عذاب میکشم لطفا کمکم کنید ک باید چیکار کنم ک اروم بشم …خیلی هم مطالب خوب و امید دهنده میخونم ولی اون خاطرات منو رها نمیکنن

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      شما نیاز به چند جلسه مشاوره روان شناسی دارید .حتما به یک روان شناس مراجعه کنید.
      موفق باشید .

  50. مهرداد Reply

    من ۲۸ سال دارم برای آزمون وکالت میخونم با اینکه داروی سیتالوپرام استفاده میکنم ودر از بین بردن احساس درماندگی و غمگینی ام موثر بوده ولی اصلا تمرکز در درس ندارم و دایم از تلاش برای این کار نومید میشوم چه راه حلی وجود دارد؟

    • دکتر نجفی توانا Reply

      برای افزایش تمرکز و بهبود ارتقا تحصیلی دارو نه تنها کمک چندانی نمی تواند کند بلکه اوضاع را وخیم تر هم می نماید. اگر می خواهید نتیجه مثمر ثمر بگیرید حتما به یک متخصص روانشناسی مراجعه نمایید.

  51. فهیمه فرحمند Reply

    سلام آقای دکتر مشکل من از بی خوابی شروع شد یعنی به خودم تلقین میکردم که خوابم نمیاد بعد یه اضطراب خیلی خفیفی گرفتم که بهش توجه نمیکردم ولی یه روز فکر وسواس فکری به ذهنم اومد و رفتم تو اینترنت سرچ کردم مطالبی درباره وسواس فکری نوشته بود و گفته بود که وسواس فکری با اضطراب همراه است همین باعث شد که به اضطراب خفیفم توجه و کنم وبه خودم تلقین کنم که اضطراب دارم تحمل اضطرابم برای سه ماه باعث شد که افسردگی شدید بگیرم الان روزی چهار تا قرص می خورم ولی از قرص خورد متنفرم آیا با هیپنوتیزم درمانی مشکلم حل میشه و آیا یک هیپنوتیزم گر خوب در رشت میشناسید که به من معرفی کنید خواهش میکنم کمکم کنید زندگیم مثل جهنم شده

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      مراجعه کنید در جلسات روان درمانی و هپنوتیزم درمانی مشکل شما بر طرف می شود. انشااله .
      موفق باشید

  52. فهیمه فرحمند Reply

    آقای دکتر آدرس یک هیپنوتیز گر خوب رو تو رشت بهم نمی دید؟

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      خیر.

  53. مریم Reply

    سلام جناب دکتر
    یکی از بستگان نزدیک من طبق مشاهده نوع عادات و رفتار فرد مازوخیست در توضیحات این بخش از سایت …به این عارضه مبتلاست لطفا راهنمایی بفرمایید که برای ما نزدیکان و همسراین فرد و درمانش چه راهکارهایی وجود داره…ایشون به هیچ عنوان نمی خواد که با پزشک و روانکاو صحبتی داشته باشه چون معتقده که سالمه …..
    سپاسگزار میشم اگه توضیح بفرمایید که چطور رفتاری برای ایشان و درمانش مناسبه ….
    با تشکر فراوان

    • دکتر نجفی توانا Reply

      اولین مرحله درمان درمانپذیری خود فرد است و باید خود فرد بخواهد تا درمان شود.

  54. محمد Reply

    سلام اقای دکتر بنده ۲ سال است تحت نظر متخصص اعصاب و روان قرار دارم من در بیماری افسردگی از عدم تعادل خیلی رنج میبرم که این حالت در کم خوابی به شددت تشدید می شود احساس میکنم تعادل ندارم اما تعادل بدنم مشکلی نداره فقط یک حس خیلی بد ام ار ای ندادم میترسم مریضی دیگری باشد
    چه کار کنم جناب دکتر
    ممنون

    • دکتر نجفی توانا Reply

      برای بررسی دقیق تر مشکلتان می بایست به متخصص روانشناسی مراجعه فرمایید.

  55. فاطمه Reply

    سلام.. یک خواهر کوچک دارم که با داشتن خواستگار قصد ازدواج داره .
    من خواستگار دارم ولی هیچ کدوم مناسب ازدواج نیستن . مهندس برقم ولی کار ندارم و بیکارم .. خلاصه همه چیز دست در دست هم داده منو از پا در بیاره
    با اینکه از زیبایی نصبی برخوردارم در هیچ ارتباطم موفق نبودم و همه ارتباط هایی که از سر علاقه به من پیشنهاد شده به پیشنهاد سکس و در نهایت کات کردن توسط من منجر میشه .. همه هم سن هام ازدواج کردن دوست ندارم تو هیچ جمعی باشم … بهم کمک کنید .. در شهرم روانشناس خوب نمیشناسم .. نمدونم چیکار کنم

    • دکتر نجفی توانا Reply

      می توانید برای مشاوره قبل از ازدواج به روانشناس مراجعه کنید تا راهنمایی شوید.

  56. N.A Reply

    با سلام.
    اقای دکتر من دختری ٢٣ ساله هستم.دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران.من از ابتدایی تا سال دوم دانشگاه .جزء شماره یکای کلاس بودم.همیشه درسخون .البته همیشه عاشق درس خوندن بودم.همیشه دوستام بهم حضرت پشتکار میگفتن .واسه تمام زندگیم هدف داشتم .همیشه با امید و انگیزه زندگی میکردم.همه ی خانوادم بهم افتخار میکنن. توی زندگیمم همیشه مشکلات داشتم اما انقدر تلاش میکردم ک برادر بزرگترم میگف هر وقت بهت نگا میکنم .انرژی میگیرم ازت درس یاد میگیرم…تا اینکه قبول شدم دانشگاه تهران. از شهرستان میومدم خابگاه سال اول از طریق یکی از دوستام با ی دختر اشنا شدم ک فقط هم ورودی ما بود و هم رشته ایم نبود .اوایل تا ترمو٣ زیاد بش رو نمیدادم .اما میدونستم ک ی حالتای غمگینی ای داره . اصلا از زندگیش راضی نبود .همیشه اهنگای غمگین گوش میداد.میگف اصلا انگیزه نداره و دوست پسر هم داشت .ما حالش کنار من خوب میشد …..درسخون بود اما توی راهنمایی با ی دختر دوس بود ک ب خاطر ی سری رفتارا از مدرسه بیرونش میکنن .ی دختر چادری بودو درسخون اوایل ب این خاطر باش دوس شدم ک باهم درس بخونیم…..کم کم توی رفتاراش متوجه ی چیزایی شدم .من میذاشتم ب حساب شیطنتاش و دیووونه بازیاش .اما ترم چهار قرص خورد ک خودکشی کنه……ب دلایل خودش ترس از اینکه پدرش فهمیده با کسی دوسته….با خودم گفتم باید باهاش بیشتر دوست باشم …دیگه خییییییییلی باهام صمیمی شده بود داعم باید توی بغلم.میبود البته اوایل اون وابسته ی من بود تا چن ماه بعد ک من هم معتادش شدم ….بعد چن روزی مشهد رفتم وقتی اومدم گفت ک اون ی همجس بازه . قبلا هم با دو نفر دوست بوده:'( .همونجا کات کردم ……اونموقع مصادف شده بود با امتحانای ترمم واقعاااااااا شرایطم بد بود ب جوری استرس و اضطراب داشتم ک حالت تهوع میگرفتم ا اوایل ترم بعد پیش روانپزشک رفتم خیلی بهتر شد حالم خیلی .چن ماه بعدشم نامزد کردم .الان ی ساله ک ازدواج کردم .اونموقع سرترالین و دونؤرین مصرف میکردم ک الان قطشون کردم البته ی سال مصرف کردم .و ٨_٧ ماهه ک قط کردم اما با وجودی ک دوسال گزشته از اون جریان اما حال ت غمگینیو دارم .نا امیدی و بی انگیزه گی رو دو ساله دارم اصلا ب ادامه تحصیل فکر نمیکنم . ب اینده فکر نمیکنم .از این حس و حالا خسته شدم از اینکه ادم چن سال پیش نیستم خسته شدم .از زندگی خسته شدم . انجام دادن کارا خییییییییییلی واسم سخته .میترسم برم سرکار کم بیارم نتونم ادامه بدم …اقای دکتر من چ کار کنم ؟؟؟؟؟!هیپنوتیزم کمکم میکنه ؟؟؟!

    • دکتر نجفی توانا Reply

      اگر این مشکل شما بصورت طولانی مدت ادامه دارد برای درمان خود به متخصص روانشناس مراجعه کنید. بسیاری اوقات دارو درمانی نمی تواند درمان را کامل کند. باید مشکل ریشه یابی شود و با جلسات روان درمانی و هیپنوتیزم درمانی بصورت ریشه ای مشکل شما برطرف شود.

  57. سحر Reply

    با سلام
    آقای دکتر من حدود ۵ ماه پیش به خاطر مشکلاتی که برای خودم و خانوادم افتاد دچار استرس شدیدی شدم. اما الان دیگه استرس ندارم اما علائمی مثل لرز شدید تو هوای گرم تابستان و بی حالی و بی حسی شدید دارم.یعنی این علایم میتونه عوارض همون استرس ها باشه؟

  58. سارا Reply

    با سلام.
    آقای دکتر من حدود ۵ ماه پیش به خاطر اتفاقاتی که برا خودم و خانوادم افتاد یه مدت دچار استرس و ناراحتی شدیدی شدم که به شدت سردرد میگرفتم. الان که خداروشکر مشکلات حل شده و استرس و نگرانی ندارم اما به شدت احساس لرز توی هوای تابستون رو دارم و بی حالی و بی حسی شدید. یعنی ممکنه این علائم از عوارض همون استرس ها باشه؟

    • دکتر نجفی توانا Reply

      بهتر است به پزشک مراجعه کنید اگر با انجام آزمایشات بالینی مشخص شد مشکل جسمی مثل کم خونی یا افت فشار ندارید موضوع از طریق روانشناس بررسی شود.

  59. علی Reply

    سلام اقای دکتر من سالی چند بار افسرده میشوم ویه هفته تا بعضی وقتها بیشتر هم درگیر میشم اما به نکته خوب هست که در نهایت باافکار مثبتم میتوان مبه حالت اول برگردم کافی کمی مثبت فکر کنم که مشکلم را حل کنم اما مشکل اینجاست که حالت افسردگی میترسم وهمیشه به ذهنم تیک میده که میخوام برگردم تا اینکه بالخره الان برگشته وباافکار مثبت دارم باهاش میجنگ تا ۸۰ درصد بعضی وقتها ۱۰۰ درصد میتونم شکستش بدم اما وقت های هست که منو اسیر میکنه دوست ندارم دارو مصرف کنم چون اراده بسیار قوی دارم وهمیشه باهاش میجنگم به نظرتون دارو میتونه مفید باشه؟ که در یک لحظه اثر کنه

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      بله .دارو هم گاهی اوقات می تواند مفید باشد.

  60. نگار Reply

    سلام
    من وقتی ۵سالم بودب علت تپل بودن وچاق بودنم موردتمسخرخواهروبرادرم قرارمیگرفتم یادمه ک این موضوع باعث رنج وعذاب من بودطوری ک وقتی رفتم کلاس اول دبستان فکرمیکردم بچه های کلاس هم همین نظررودرموردم دارن ونمیتونستم باهاشون ارتباط برقرارکنم حتی زمستونابرای اینکه چاق معلوم نشم لباس گرم نمیپوشیدم وهرچی پدرومادرم بامن صحبت میکردن فایده نداشت ومیگفتم بچه هامسخره م میکنن درصورتی ک اینطوری نبود
    الان ۲۲سالمه ب هیچ وجه چاق نیستم ولی نمیتونم اونطورک دلم میخوادتواجتماع باشم همش حس میکنم ازدیگران کمترم ووقتی میخوام کارجدیدی انجام بدم دستام شروع ب لرزش میکنه حتی پیش آشناها کنکورثبت میکنم ولی اصلاهرکارمیکنم نمیتونم درس بخونم وصبح هاباحس عذاب وجدان ک درس نخوندم بیدارمیشم
    لطفاکمکم کنید
    سپاسگذارم

  61. mahsa Reply

    سلام من ۲۱سالمه.۶ماهه که از خونه بیرون نمیرم و خیلی گوشه گیر شدم.از جمع دوری میکنم چون حالت تهوع میگیرم.دانشگاهو کلاسامو از دست دادم و اطرافیانم فکرمیکنند نمیخوام باهاشو رفت امد کنم.برای درمانم چیکار کنم؟خودم واقعا از این وضعیت خسته ام

    • دکتر نجفی توانا Reply

      قبل از اینکه شرایط شما حاد تر شود توصیه می کنم اقدام به درمان خود کنید. برای تفریح و ورزش خود بیشتر زمان بگذارید و با جمع های صمیمی خانواده یا دوستان همراهی کنید. همینطور از متخصص روانشناس هم می توانید کمک بگیرید.

  62. اسماعیل Reply

    سلام من پسرم ۲۴ سالمه همش تو فکرم عدم تمرکزحواس همش استرس و اضطراب ،همش بیقرام و خیلی زود رنج و بی حوصله هستم وقتی با دوستم حرف میزنم ناخوداگاه اخمام توهم میره کمکم کنید همه دوستامو از دست دادم

    • دکتر نجفی توانا Reply

      همانطور که گفتیم هیپنوتیزم در درمان افسردگی و حالتهای آن بسیار موثر بوده و نتایج بسیار خوبی هم حاصل شده است .

  63. خواهش مييكنم جواب بدين Reply

    سلام خواهر من بخاطر اينكه شوهرش تركش كرد چند ساله دچار افسردگي شده تا جايي كه لحظه اي ميخنده لحظه اي عصبي با خودش حرف ميزنه اصلا تمركز كاملي نداره بعضي أوقات صداهايي ميشنوه و گاهي فهاشي ميكنه ولي اراده داره قبلا خيلي فعال و مؤثر بود ولي الان منزوي شده اما هر كاري ميكنيم پيش پزشك نمياد و اگرم بياد دارو استفاده نميكنه ديگه نميدونيم چه كنيم أيا هيپنوتيزم براش كارايي داره كه دارو مصرف نكنه وبتونه با مسائل كنار بياد و بهبود پيدا كنه

    • دکتر نجفی توانا Reply

      هیپنوتیزم در درمان افسردگی و حالتهای آن بسیار موثر بوده و نتایج بسیار خوبی هم حاصل شده است .

  64. ناشناس Reply

    سلام ۱۹ ساله هستم.دوسال پیش تو ازدواج شکست خودم امسال هم بابت کنکورم خیلی ضربه خوردم.رفتم دانشگاه ولی همش خودخوری میکنم.همش نگرانم .استرس دارم.از تنهایی میترسم و شدیدا وابسته خونوادم هستم.احساس میکنم افسردگی گرفتم اصلا میلی به غذا خوردن ندارم.بدنم خیلی ضعیف شده.شبا هم اصلا خواب ندارم.خواهش میکنم بهم کمک کنید

    • دکتر نجفی توانا Reply

      توصیه می کنیم برای درمان افسردگی خود هر چه سریعتر به متخصص روانشناس مراجعه کنید. آرزوی بهبودی برای شما دارم .
      موفق باشید

  65. ali Reply

    سلام دکتر.تا حالا دو بار دست به خودکشی زدم.افسردگی خیلی رنجم میده.کم خوابی کم خوری غمگینی علاقم نسبت به کارم خیلی پایین اومده.فقط دوست دارم بمیرم.راه چاره بنظر شما چیست.

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      همانطور که در سایت ملاحظه فرمودید افسردگی و اضطراب و…. قابل درمان است.لطفا برای اطلاعات بیشتر و تعیین وقت تماس بگیرید تا راهنمایی شوید. موفق باشید.

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      راه چاره درمان است!
      موفق باشید.

  66. یه بنده خدا Reply

    با سلام
    من خوندم که بیمارانی ریزش مو دارند یعنی کلا در بدن مو ندارن حتی ابرو ها وسر و بدن با هیپنوتیمزم درمان شدن.میخواستم بدونم که برعکس اینم امکان داره که موهای زاید بدن رو ازبین برد؟یعنی از سر به پایین فقط.آخه زیادن وباعث کم شدن اعتماد به نفسم میشه.ممنون میشم اگه جواب بدید؟؟واگه امکان داره با خود هیپنوتیزم هم میشه اینکارو کرد؟واگخ میشه لطفا تلقین مناسبی برای زود اثر کردن رو بگید.خواهش میکنم زود جواب بدید
    ببخشید متنم طولانی شد.
    بابت مطالب مفیدی که در اختیارمون میزارید متشکرم.
    یاعلی

    • دکتر نجفی توانا Reply

      به متخصص پوست و مو باید مراجعه کنید.

  67. سحر Reply

    سلام اقای دکتر توانا تلفنتون رو ویادرس اگه میشه لطف کنید من افسردگی شدید دارم عاملهای زیادی باعثش شده بماند که الان ۸ ساله یه مرده متحرکم زنی بودم پرانرژی وفعال وپر جنب وجوش اما این چند سال همش خوابم مشکلات قلب و بیماریهای دیگه هممزید بر علت شد حتی حس دکتر ودرمانو ندارم جوونیم وزندگیم رفت از دستم مهم نیست اما این شرایط داره زندگی بچه هامم رو تحت الشعاع قرار میده که تا حدودی هم داده من دارم هم به خودم هم بچه هام صدمه میزنم ۲ بار خودکشی کردم الانم دوباره این تصمیمو دارم چون نمیخوام بیشتر ازاین بچه هام صدمه بخورن بدادم برسید عایا راهی هست من به زندگی برگردم

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      تلفن و آدرس در سایت هست.یکم زحمت دارد . لطفا بگردید.

  68. ميترا Reply

    دختري ٢٦ساله هستم
    سه سال و شش ماهه كه با پسري در ارتباطم…و براي ازدواج هم بوده…اوائل ايشون به گفته ي خودشون خيلي دوستم داشتن اما اصلا بلد نبودن بروز بدن و من هم كه يه دختر احساساتي بودم از طريق تحريك حسادت ايشون رو وادار به حساس بودن ميكردم..طوري كه ايشون از كوره در مي رفت و حرفي رو بهم ميزد كه من دلم ميخواست..براي برانگيختن حسادتش اشتباهات بزرگي كردم ،بزرگترينش هم اين بود كه با داييش كه همسن خودش بود و با من خيلي خوب بود صميمي ميشدم ،جلوي روي طرفم بسيار صميميتر از زماني بودم كه داييش رو تنهايي ميديدم..من هميشه از ناراحتي هام با دايي ايشون صحبت ميكردم..تا اينكه اين دايي به عشقِ من ميگه كه من و اين دختر همديگر رو بوسيديم!!!البته تهمت و دروغ محض بوده براي جدا كردن ما..خلاصه من ارتباطم رو كامل با داييش قطع كردم و با عشق خودم كه سعي كرد اشتباهمو ناديده بگيره ارتباطم رو ادامه دادم.مشكل اينجا بود كه براي اينكه وادارش كنم كه اون ادم دلخواهم بشه حسادتش رو تحريك ميكردم اما هرگز خيانت نميكردم..انقدر وفاداري من مثال زدني براي همه بود كه دوست داشتم ايشون خيالش از من راحت نباشه و ترس از دست دادن من رو داشته باشه..الان نزديك ٤سال ميگذره تمام زندگيم وابسته به اين اقا بوده..ازدواج نكردم و همش منتظرش..اونم ميگه خيلي عاشقمه..اما از ادواج ميترسه و ميگه هيچوقت نميتونم قضيه ي داييم رو فراموش كنم!!!اقاي دكتر من سه سال و٦ماه هستش كه از عشق اين اقاي سنگدل شب ها كابوس ميبينم و اصلا خواب ندارم…تمام زندگيم توي دستاشه…تنها ادم زندگيم بوده كه باهاش رابطه داشتم و ميخوام كه اخرين نفر هم باشه…به شدت افسرده هستم.انقدر سنگدل و بي توجه به حال من هستش كه دوست دارم بميرم و خدا تقاصم رو از زندگيش بگيره…اگه اشتباهاي منو نبخشيده چرا بعد سه سال هنوز باهامه..اينم بگم كه من به وفاداريش اعتماد كامل دارم..توروخداراهنماييم كنيد..قبلا باهاشون مشاوره هم رفتم…البته يك سال پيش.اين افسردگي منو ميكشه..كاش بشه اين اقارو با هيپنوتيزم فراموش كنم…كاش دلداده نميشدم…

  69. زهرا Reply

    معلومات خوبی اریه نمودید تشکر

  70. A hb Reply

    سلام دکتر
    یه پسر ۲۲ ساله ام
    یه چند وقتیه اصلا امید به زندگی ندارم
    استرس و اضطرابم زیاده
    یه جوری شدم
    منی که همیشه عاشق زندگی بودم، الان در نامیدی کامل به سر میبرم
    به صدا های اطرافم زیادی حساس شدم
    با یه صدای کوچیک هم عکس العمل نشون میدم
    شبا کابوس میبینم
    صدای قلبم دایم تو گوشمه
    خلاصه اینکه خیلی برام سخت میگذره
    به خاطر صدای قلبم پیش دکتر متخصص قلب رفتم و نوار قلب و اکو ازم گرفت و هیچ مشکلی نداشتم
    آزمایش تیروئید دادم سالم بود
    نمیدونم دکتر دیگه واقعا نمیدونم چیکار کنم
    راهی، پیشنهادی، درمانی برای این وضعیت هست بنظرتون؟

  71. علی Reply

    سلام پسر من حدود ۱۰ بار مورد تجاوز جنسی قرار گرفته به نظر شما با هیپنوتیزم مشکلش حل میشه الان ۲۲ سالش و حالت افسردگی داره لطفا راهنمایی کنید

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      ان شاالله درمان می شود.تماس بگیرید.

  72. رها Reply

    سلام خسته نباشید ببخشید کانال یا گروه تلگرامی هست ک عضو بشم یعنی گروهی میخام ک بشه تو گروه حرف زد و از ناراحتیام بگم اون کانالیی ک نشه حرفی بزنی نمیخام چون تاثیری روم نمیزاره من دچار افسردگی خییییلی شدید شدم دیگه تحمل این زندگی رو ندارم واقعا تو رو خدا گروهی ک مدتظرمه اگه میشناسید بهم معرفی کنید ممنون میشم

    • دکتر نجفی توانا Reply

      سلام.
      قابل درمان است .تماس بگیرید تا راهنمایی شوید.

  73. سم Reply

    سلام من۲۷سالمه حدود ۷ساله قرص مصرف میکنم سرترالین.دوکسپین.پرانول فقط ولی هرروز احساس افسردگی بیشتری میکنم.وقتی هم که قرصامو قطع میکنم وسواس های شدید فکری بسراغم میاد.نمیدونم دیگه باید چیکار کنم .از همه چی میترسم.ازدواج .بچه دار شدن.زندگی

  74. خنثی ام Reply

    با سلام و خسته نباشید آقای دکتر من بر اثر خود ارضایی زیاد ۳تا ۴ ماه به شدت احساس گناه می کردم به فکر خودکشی بودم و ترس از مرگ داشتم و استرس شدید داشتم و شب روز همش گریه می کردم تا این که بعد از مدتی اون هم اتفاق ها تموم شد الان نه می تونم گریه کنم نه می تونم خوشحال بشم
    دیگه نه ترسی دارم نه استرسی همش احساس خستگی می کنم بی حالم هیچ چیزی منو خوش حال یا غمگین نمی کنه با هیچ کسی حرف نمی زنم
    از خونه بیرونم نمی رم فقط تو خونه هستم از هیچی لذت نمی برم حسی ندارم حتی واسه شهوت اون میل و رغبت و اشتیاق و اون ذوق از دست دادم هیچ چیزی منو تحریک نمی کنه اقای دکتر هر حسی که یه ادم سالم باید داشته باشه من همه رو از دست دادم خنثی ام انگاری قلب ندارم دل ندارم فقط یه جسمم اقای دکتر رفتم پیش یه مشاوره بهم فقط گفت ورزش کن من باید چکار کنم فقط ورزش کنم پس روان درمانی یا دارویی نمی خواد تو رو خدا جوابمو بدید بهم بگید چکار کنم

سوال يا ديدگاه خود را ثبت كنيد