skip to Main Content

هیپنوتیزم (۳)

تاريخچه هيپنوتيزم:

هيپنوتيزم حالتي از تغيير طبيعي ذهن است كه با تغيير در درك ، تصوير سازي ، تلقين پذيري و تمركز همراه مي باشد. آدمي در شرايطي خاص خودبخود اين حالت تغيير ذهني را مي تواند تجربه كند. وقتي آنچنان محو تماشاي تصويري مي شويد كه از اطرافتان غافل مي گرديد ، وقتي شنيدن نواي موسيقي دلخواهتان باعث ميگردد كه متوجۀ وقايعي كه در اطرافتان مي گذرد نمي شويد و حالاتي اينچنيني ، درواقع تجربۀ هيپنوتيزم خودبخودي هستند. در اين مورد بعداَ توضيحات بيشتري خواهم داد.

در اينجا قصد از بيان اين موضوع اين بوده كه هيپنوتيزم را صرفاَ يك خلسۀ مصنوعي كه نياز به مكان و زمان خاص و وجود فردي به عنوان هيپنوتيزور داشته باشد ، قلمداد نكنيد. بنابراين چون هيپنوتيزم ، حالت طبيعي تغيير ذهن مي باشد ، قدمت آن بي ترديد به هزاران سال قبل مي رسد و انسان متفكر حتماَ از زمان هاي بسيار دور متوجۀ اين پديده شده است.

هيپنوتراپي

آنچه كه از متون كهن و حكايات تاريخي و شواهد موجود به دست مي آيد ، اين عقيده را ثابت مي كند كه انسانها به شيوه هاي مختلف در جوامع گوناگون از اين پديدۀ جالب بهره مي گرفتند.

ردپاي هيپنوتيزم را در مراسم جادوگري ، رقصهاي خاص بوميان آفريقايي ، مراسم آييني سرخپوستان آمريكا ، روشهاي خاص شفابخشي مؤبدان زرتشتي ايران در۳۰۰۰ سال قبل ، آيينهاي مذهبي و ……   به وضوح مي توان مشاهده نمود . مصريها ، ايرانيان و هنديها اقوام پيشرو در استفادۀ علمي از اين علم بوده و با توجه به قدمت تاريخ تمدن و سابقۀ درخشان علم و وجود متفكران تيزهوشي كه نامشان در تاريخ جاودانه شده ، اين اعتقاد تاريخي دور از ذهن نمي باشد. براي مثال مي توان از ماني نام برد. ماني آنچنان مهارتي در هيپنوتيزم داشت كه يكي از هيپنوتيزورهاي آمريكايي ، ماني را بزرگترين هيپنوتيزوري مي داند كه تاريخ بخود ديده است. بسياري از كراماتي كه از ماني نقل مي كنند ، شباهتي عجيب با تكنيكها و پديده هاي هيپنوتيزمي دارد كه امروزه هم مورد استفاده قرار مي گيرد.

درمان با هيپنوتيزم

خلاصه اينكه هيپنوتيزم در طي تاريخ به شكل هاي مختلفي جلوه گري مي نمود تا اينكه در قرن هيجدهم ، در اروپا ، دكتر فرانس آنتوان مسمر در برخورد با كشيشاني كه با آهنربا اقدام به شفابخشي مي كردند ، به اين اعتقاد رسيد كه مغناطيس اثر درماني دارد و اين تئوري را مطرح كرد كه موجودات واجد يك انرژي مغناطيسي هستند كه مي تواند بر روي موجودات ديگر اثر بگذارد و اين اثر مي تواند جنبۀ درماني نيز داشته باشد و درواقع مسمربنيانگزار مانيتيزم شد.

مسمر پزشكي معروف ، خوشنام و باهوش بود. حوضي ساخت كه در آب آن قطعات آهنربا قرار داده بود و به اعتقاد خود ، تصور مي كرد كه آن آب مغناطيسي شده است. بيمارانش بر لبۀ آن حوض مي نشستند و پاهاي خود را در آب قرار مي دادند. دكتر مسمر با ابهت و وقار خاصي وارد صحنه مي شد و عصاي آهنربايي خود را ، پس از مدتي انتظار وارد آب مي كرد تا آنچنان كه خود عنوان مي كرد جريان مغناطيس به راه بيافتد و در اين زمان اغلب بيماراني كه بر لبۀ حوض نشسته بودند ، دچار حالتي از هيجان عصبي مي شدند و در واقع يك فلسفۀ هيجاني را تجربه مي كردند و وقتي از آن حالت بيرون مي آمدند بسياري از آنها ، احساس بهبودي مي كردند و شايد هم سلامتي خود را باز مي يافتند.

وقتي شهرت و آوازۀ مسمر ، در سراسر اروپا پيچيد و خيل عظيم بيماران بسوي او هجوم آوردند ، لوئي شانزدهم گروهی را كه متشكل از افرادي چون لاوازيه و فرانكلين بوده ، مأمور بررسي روش درماني مسمر نمود. پس از بررسي دقيق ، آنها بيان داشتند كه روش درماني مسمر در بسياري از اوقات نتيجه بخش است اما صحت علمي روش درماني او را مورد ترديد قرار داده و تأييد ننمودند و اين باعث شد كه مسمر از ادامۀ فعاليت باز ماند.

مسمر عقايدي را بنيان نهاد كه نمي توان آن عقايد را خيلي مقرون به واقعيت دانست ، اما در هر حال باعث گرديد كه نگاه ها به سوي اين حالت كه بعدها هيپنوتيزم نام گرفت ، جلب شود ازاين رو مسمر را مي توان باعث و باني تولد هيپنوتيزم علمي دانست و اين نكته هم لازم است ذكر شود كه علي رغم اينكه بيش از۲۰۰۰ سال قبل ، صحت علمي تئوريهاي مسمر را مردود شمردند كه واقعيت هم جز اين نبوده  اما هنوز هم عقايد مسمر طرفداران فراواني دارد.

بعد از مسمر افراد ديگري چون آبه فاريا و لافونتن آمدند و كارهاي مسمر را پي گرفتند تا نوبت به دكتر جيمز بريد انگليسي رسيد. وي متوجه شد بعضي بيماراني كه نگاهشان به نقطه اي نوراني تثبيت مي شود ، دچار تغيير حالتي خاص مي شوند. او با مسمر و عقايدش آشنايي داشت. با نظم بخشيدن به مشاهداتش ، متوجه شد كه اين تغيير حالت درواقع يك خلسه است كه سوژه يا فردي كه در آن فرو مي رود آرامش يافته ولي در عين حال حرف شنوي خاصي در او بروز مي كند. جيمز بريد نام اين خلسه را هيپنوتيزم نهاد كه برگرفته از نام « هيپنوز » الهۀ خواب يونان است. بريد در همان زمان متوجه شد كه استقرار اين خلسه ربطي به مغناطيس ندارد و درواقع تغيير در تمركز سوژه با ثابت كردن نگاه او و حرفهايي كه درمانگر بيان مي كند باعث استقرار آن مي شود و در همان زمان هم بيان كرده بود كه اين حالت خواب نيست و با خواب معمولي تفاوتهاي اساسي دارد و چون نام هيپنوتيزم در شنونده مفهوم « خواب » را تداعي مي كند ، متوجه شد كه نام مناسبي را انتخاب نكرده است. اما تا بخود بجنبد اين نام آنچنان فراگير شد كه فرصت تغيير در آن را از او گرفت.

بعد از جيمز بريد كه حدود ۱۷۰ سال قبل ، مبدع نام هيپنوتيزم بود ، بزرگان زيادي در عرصۀ شناسايي علم هيپنوتيزم قدم به ميان گذاشتند. از جملۀ اينها مي توان از برنهايم ، شاركو ، فرويد ، اريكسون و هيلگارد نام برد. برنهايم براي رد هيپنوتيزم دست به آزمايشات و تحقيقاتي زد ، اما نه تنها هيپنوتيزم را رد نكرد ، بلكه آنچنان به هيپنوتيزم معتقد شد كه هنوز جملات جانبدارانۀ زيادي از او به يادگار مانده.  برنهايم اعتقاد داشت كسانيكه هيپنوتيزم نمي شوند ، مبتلا به يك نوع اختلال رواني هستند.

شاركو ، متخصص اعصاب معروفي كه در كتابهاي پزشكي از او بسيار نام برده شده است ، هيپنوتيزم را نشانۀ هيستري مي دانست  و دليل او ، هيپنوتيزم پذيري بيش از حد هيستريك ها بود. بعدها در تعاملاتي كه بين اين دو پيش آمد ، اين نتيجه حاصل شد كه « هيپنوتيزم يك تجربۀ ذهني گذراست كه بيش از ۹۰% از مردم طبيعي جامعه قادر به تجربۀ آنند. اما هيپنوتيزم شدن نه نشانۀ سلامت روان است و نه دليلي براي بيماري رواني ».

فرويد هيپنوتيزم را از شاركو آموخت و در اين مورد تئوريهايي ارائه داد كه از بحث هاي اثاثي و پايه اي براي توجيه حالتها و پديده هاي هيپنوتيزمي مي باشد.

دكتر شاركو دستيار ديگري داشت بنام دكتر اعلم الملك كه از اولين دانشجويان اعزامي از ايران در دوره قاجاريه بوده و پس از مرگ شاركو ، جانشين وي در بيمارستان روانپزشكي پاريس گرديد .

دكتر اعلم الملك پس از روي آوري به علوم  غريبه ، از مقام خويش استعفا داده و به ايران بازگشت و به عنوان پزشك دربار مظفرالدين شاه مشغول به كار شد . او هيپنوتيزم را از شاركو  آموخته بود و براي سرگرمي درباريان در مجلس شاه هيپنوتيزم انجام مي داد. در واقع او اولين كسي است كه هيپنوتيزم را با اين نام به ايران آورده ، به سرزميني كه مردمش از هزاران سال قبل اين علم را به خوبي مي دانستند و به مقاصد مختلف از آن بهره مي بردند .

ناگفته نماند كه بسياري از تكنيكهاي موجود در كتابهاي جديد هيپنوتيزم كه از سوي هيپنوتيزورهاي غربي معرفي شده ملهم از روشهائيست كه دراويش ايران در صدها سال قبل در مراسم خويش به كار ميبردند .و عليرغم اينكه در مكاتب فعلي هيپنوتيزم بين هيپنوتيزورهاي علمي و هيپنوتيزورهاي سنتي از لحاظ مباني تئوريك ، گاها تفاوتهاي اساسي وجود دارد ولي تكنيكهاي موجود و آمار افرادي كه به درجات سبك ، متوسط و عميق هيپنوتيزم فرو ميروند و نيز افرادي كه هيپنوتيزم نمي شوند همخواني نزديكي وجود دارد اما گاهي از افرادي كه وارث علوم پر رمز و راز صوفيان ايراني هستند ، اعمالي عجيب سر مي زند و در اينكه اين اعمال ، در واقع جلوه هاي خاص هيپنوتيزم هستند ترديدي نيست اما آمار موجود در كتابها را بشدت زير سوال مي برد . در توجيه اين پديده ها هم كوششهاي فراواني شده و دستاوردهاي قابل توجهي هم حاصل گرديده ، اما در بسياري اوقات بنظر ميرسد كه اطلاعات ما در توجيه اين مسايل اندك  بوده و هنوز راه درازي براي شناخت اسرار اين علم در پيش رو داريم .

اعتماد-به-نفس-موفق

در قرن بيستم با افزايش آگاهي و نيز روشن شدن تاثيرات هيپنوتيزم در درمان برخي بيماريها ، مراجع رسمي پزشكي در بسياري از كشورهاي مترقي مجاب گرديدند كه هيپنوتيزم را به عنوان روش معتبر در طب جايگزين يا آلترناتيو بپذيرند براي مثال در سال ۱۹۵۸ ميلادي استفاده از هيپنوتيزم توسط پزشكان در آمريكا مورد قبول قرار گرفته و در كشورهاي اروپايي نيز كم كم هيپنوتيزم جايگاه نسبتا” مطلوبي پيدا كرد .

در واقع در بسياري از مراكز آكادميك معتبر ، دپارتمانهاي تحقيقات هيپنوتيزمي از حدود ۵۰ سال قبل ، شكل گرفته و اين موضوع باعث پيشرفت مطالعات و اعتبار بيشتر هيپنوتيزم گرديد .

با روشن شدن جنبه هاي فيزيولوژيك تاثير هيپنوتيزم ، جايگاه آن ارتقا قابل توجهي يافته به نحوي كه افراد معتبري چون سادوك نظرات جالب توجهي ابراز داشتند . دكتر سادوك كه از روانپزشكان نامي معاصر مي باشد حدود دو دهه  قبل بيان نمود كه هينوتيزم يك روش پزشکی است و نبايد آن را به ديد يك شاخه از طب جايگزين نگريست . در واقع سادوك بين هيپنوتيزم و علومي نظير طب سوزني افتراق قائل شده و توصيه نموده بود كه پزشكان هيپنوتيزم را بدانند و در درمان از آن بهره گيرند .

تا دو دهه قبل حتي طرفداران متعصب هيپنوتيزم اعتقاد داشتند كه هيپنوتيزم در بيماريهاي رواني يا روان تني موثر است . اما با ارائه نتايج تحقيقات متعدد و جامعي كه در مورد اثرات هيپنوتيزم صورت گرفته و پيشرفتهايي كه در زمينه شناخت واسطه هاي شيميايي اعصاب و سيستم ايمني بدن و نيز ارتباط بين آن دو حاصل گرديد ه ، اثر بخشي هيپنوتيزم در درمان بسياري از بيماريهاي جسمي بخصوص بيماريهايي كه اختلال در سيستم ايمني در بروز يا تشديد آن نقش دارد اثبات گرديده است.

هیپنوتیزم یک حالت هوشیاری متفاوت است یعنی وضعیت جسمانی وذهنی ویزه ای است است که هیپنوتیزم شونده در آن یک احساس خوشایند متفاوت با واقعیت را تجربه می کند و همچنین می آموزد که در زندگی واقعی نیز این گونه عمل کند تا حد ودی شیبه خواب است و درجه هوشیاری متفاوتی از هوشیاری معمولی دارد. در این هیپنوتیزم، درجه پذیرندگی و تلقین پدیری بالا می رود، و تجربیات درونی مانند واقعیت های خارجی جلوه می کند
به وسیله هیپنوتیزم خاطرات تلخ از بین می رود یا کمرنگ می شوند زیرا بوسیله لایه لایه بالا آمدن خاطرات حتی آنهایی که مربوط به گذشته های دور حتی زمان کودکی هستند به یاد آورد. درمان با هیپنوتیزم دقیقا خاطراتی که ضمیر ناخود آگاه آنها را به عقب رانده در دسترس می آورد و شخص انها را مجدد تجربه کرده ولی این بار واکنش درستی نسبت به آنها نشان میدهد و اینگونه درمان صورت میگیرد .

Back To Top