skip to Main Content

افراد افسرده چگونه فکر می کنند؟

afsordegi3

افراد افسرده چگونه فکر می کنند؟

در سیستم فکری فرد افسرده دریافت و شناخت از:

۱خود

۲مردم و طبیعت

۳ آینده خویش

منفـی و مخـرب اسـت و فـرد در ضمیرناخودآگاهـش خـود را بـی ارزش، ناتـوان، دارای مشـکالت زیاد و مقصـر و گناهـکار و غیـر دوسـت داشـتنی میدانـد نسـبت بـه دنیـا و مـردم بـی اعتمـاد اسـت و آنهـا را اشـخاصی انتقادکننـده، طاقـت فرسـا، بـی توجـه و غیرقابـل پیـش بینـی و ظالـم مـی دانـد کـه مـی خواهنـد او را شکسـت دهنـد و صدمـه بزننـد.

همیشه نعمتهای خود را بشمارید نه محرومیت ها را. دیل کارنگر

از آینـده خویـش نـا امیـد و هراسـان اسـت و تصـورش از آینـده خویـش سـختی و مشـقت هرچـه بیشـتر اسـت. سیسـتم فکـری افـراد از همـان دوران کودکـی و نوجوانـی بـه غالـب کلـی خـود مـی رسـد و لازم اسـت در ایـن دوران افـکاری کـه بـه شـخص داده مـی شـود کاری خـوب و مثبـت باشـد و بـه آنهـا اطلاعاتـی منفـی در مـورد خودشـان ندهیـم ایـن اطلاعـات را آنهـا از پـدر و مـادر، دوسـتان، معلمیـن و… کسـب مـی کننـد. امـا حـال مـی خواهیـم بدانیـم کـه علـت افـکار منفـی و سـر منشـا و ریشـه آن از چیسـت؟

الگوهای فکری ریشه گرفته شده در طول عمر در فرد افسرده است که شامل موارد زیر میباشد:

 

۱شـخص افسـرده بـه سـرزنش خـود مـی پـردازد: او مسـئولیت مسـائل و حـوادث ناخوشـایند که حتی در آن نقـش نـدارد را بـه عهـده خـودش مـی دانـد و خـود را مقصـر قلمـداد مـی کنـد هرچند کـه کنترلی روی آن نداشــته است.

۲افـکار فـرد افسـرده در قیـد بایـد هـا و نبایـد هـا اسـت. مثـل: مـن بایـد بهتـر کار کنـم. مـن بایـد تـو را راضـی کنـم. مـن نبایـد بدقـول باشـم. ایـن گونـه افـکار کـه باعـث آزار شـخص میشـود در او ایجـاد ناامیـدی، گنـاه، تنـش و عصبانیـت و شـرمندگی نسـبت بـه دیگـران و سـرزنش خـودش را دارد.
۳فـرد افسـرده معایـب خـودش را بـزرگ مـی بینـد و خوبـی هـا و حـس خـودش را کوچـک مـی شـمارد.

۴ افسرده هاباورهــای مخــرب و منفــی اســت کــه در مــورد خــود دارد. مثــل: “مــن آدم تنبلــی هســتم و بــه خــودش القابــی را مــی دهــد کــه تغییــر نمــی دهــد.”

۵فـرد افسـرده طبـق عادتهـای ذهنـی همـه چیـز را از قبـل در ذهـن خـود ارزیابـی مـی کنـد و بیـش داوری قضـاوت مـی کنـد و در بسـیاری از مـوارد از ابـراز خواسـته خـود منصـرف مـی شـود و بعـد از مدتـی خـود را سـرزنش میکنـد و ایـن باعـث کاهـش اعتمـاد بـه نفـس او مـی شـود.

۶افـکار افـراد افسـرده در بیشـتر مـوارد روی نـکات منفـی اسـت و نیمـه خالـی لیـوان را مـی بیننـد و توجهـی بـه نـکات مثبـت در زندگـی خـود و اطرافشـان ندارنـد.

۷افراد افسرده در بیشتر موارد زندگی خود را بر پایه کمال طلبی اداره می کنند. آنها همه چیز را در حد عالی و تمام و کمال می خواهند و اگر از عهده کاری در حد عالی برنیایند به سرزنش خود می پردازند از نگاه آنها باید خودشان و زندگیشان یا سیاه باشد یا سپید.یا صفر باشد یا صد. در این تفکر اختلاف ها در
نظر گرفته نمی شود و هم چیز یا خوب است و یا بد.

۸از دیگـر مـوارد مهـم در افـکار منفـی فـرد افسـرده پذیـرش کـم خـود بـه همـان صـورت و همـان شـخصیتی کـه دارا مـی باشـد و احسـاس گنـاه داشـتن فـراوان اسـت.

افسرده ها از وسـواس فکـری در رنـج هسـتند و دائمـا بـا خـود و افکارشـان در جنـگ و تجزیـه و تحلیـل هسـتند و آرامـش روحـی و ذهنـی ندارنـد و دائمـا در حـال نشـخوار افـکار منفـی هسـتند و نسـبت بـه خـود و دیگـران منفـی بـاف و بدبیـن هسـتند.

افـکار توانایـی خـود و نـکات مثبـت خـود از دیگـر مسـائل اسـت کـه شـخص افسـرده بـا آن در رنـج اسـت وقتـی در زمانـی افسـردگی خـود را انـکار مـی کنـد.
برای او هر حادثه منفی شکست کامل است و فرد آن را با کلمات هرگز و همیشه توصیف می کند و تعمیمات مبالغه آمیز می گیرد.

فــرد افســرده در بیشــتر مــوارد نتیجــه گیــری شــتاب زده انجــام مــی دهــد و بیــش از حــد بــه حدســیات خــود اعتمــاد مــی کنــد.

مشـکالت و مسـایل خـود را بـزرگ نمایـی مـی کننـد. مثـا اگـر کلیـدش را یکبـار فرامـوش کنـد مـی گوید:”مـن دچـار آلزایمـر شـدم.”

فرد افسرده احساسات خود را معلول واقعیت می داند و حس خود را همان واقعیت تلقی می کند.
منبع : خداحافظی با افسردگی

Back To Top