skip to Main Content

عوامل همجنس گرایی

علل همجنس گرايي چيست؟

براي همجنس گرايي، هنوز علت قاطع و مشخصي، ثابت نشده است، تحقيقاتي كه به عمل آمده است، عوامل مختلفي را نشان مي‌دهد كه اينك خلاصه‌اي از آنها ذكر مي شود:

عوامل محيطي

هويت جنسيتي يا به عبارت ديگر احساس اينكه شخص وابسته به كدام جنس است در دوران كودكي به وجود مي آيد در افراد بالغ آگاهي بر اين مسأله كه احساسات جنسيتي به همجنس خود دارند گاهي يادآور حافظه دور ايام كودكي است.
هويت جنسيتي يا احساسات قطعي نسبت به همجنس در پسران قبل از پايان دهه دوم حيات، حدود ۲۰ سالگي به وجود مي آيد و در زنان اين احساس نسبت به همجنس در سنين بالاتر تظاهر مي كند هرچند درخصوص مسائل جنسي با كودكان به ندرت مصاحبه شده است و تحقيقي كامل به عمل نيامده است ولي معمولا با سوالاتي كه از بزرگسالان شده است در بعضي از آنها رفتار غيرعادي، در رابطه با جنس مخالف از زمان كودكي وجود داشته است اين حالات در پسر بچه ها، بازي با دختر بچه ها و علاقه به اسباب بازي دخترانه و اجتناب از بازي با پسران و بازي هاي پسرانه، بوده است. اين پسران گاهي ترجيح داده اند كه لباس هاي دخترانه، بپوشند و اكثرا تمايلشان را به اينكه دختر باشند، بيان كرده اند و عكس اين حالت در دختران بوده است. اين علائم، در كتاب «تشخيص آماري روان پزشكي آمريكا» تحت عنون اختلالات هويت جنسيتي، در كودكي، نام برده شده است. زماني مي توان اين حالات را بيماري هويت جنسيتي ناميد كه كودك دائما در حالت انزجار و فشار شديد روحي نسبت به جنسي كه برايش آفريده شده است باشد و از ساختمان بيولوژي تناسلي جنسي خود، احساس تنفر و بيزاري كند. بايلي و زوكر، در تحقيقات خود، درباره زنان و مردان همجنس باز، سابقه چنين نفرتي را در دوران كودكي آنها يافته اند، هرچند اين حركات و احساسات دوران كودكي مي تواند دليلي براي وجود ژني براي همجنس گرايي باشد ولكن از آنجايي كه تغييرات دوران بلوغ و شرايط محيط در بسياري از موارد، به اصلاح اين رفتار مي انجامد و شخص با جنس خدادادي كنار مي آ يد، لهذا، اين مسأله بيش از عامل ژن دخالت دارد
محققين اين رشته معتقدند جهاني وجود دارد كه اين احساسات جنسي به آن سو مايل مي شوند، اين نظريه نيز وجود دارد كه كودكاني كه مورد تجاوز جنسي به هر صورت، قرار گرفته اند ممكن است در بزرگي، تمايلي به همجنس گرايي داشته باشند اما در تحقيقات انجام شده عموميت و قاطعيت اين نظريه به اثبات نرسيده است.
%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c1

عامل محيط تنها به فاكتورهاي اجتماعي و رواني محدود نمي شود، عوامل بيولوژيكي ساختماني حياتي فردي مثلا اثرات هورمون ها در زمان حاملگي روي جنين و يا استرس شديد مادر در همين ايام كه سبب تغيير ترشح هورمون ها مي شود نيز جزء عوامل محيط محسوب مي شود، اما بالي و همكارانش ثابت كرد ه اند كه اين عوامل علتي خاص و تنها براي همجنس گرايي به شمار نمي آيند

 عامل ارث و ژنتيك در همجنسگرایی

قبل از ورود به اين عامل، چند اصطلاح را مورد توجه قرار مي دهيم
HETEROSEXUSALITY رابطه طبيعي زن و مرداست (هترو سكسوآليتي)
HOMOSEXUALITY رابطه جنسي غيرطبيعي دو فرد از يك جنس است (هوموسكسوآليتي)
BISEXUALITY( شامل وجود رابطه جنسي دو حالت فوق در يك فرد است)

ham5
۴. هويت جنسيتي: به معناي احساسي است كه يك فرد، چه مذكر و چه مونث از نظر جنسي دارد، يعني اين احساس از ۴-۳ سالگي به ظهور مي رسد، اين احساس يا هويت جنسيتي همراه با نقش رفتار جنسيتي، به مجموعه حالاتي از رفتارهر زن و مردي اطلاق مي شود كه برحسب فرهنگ محيط پيراموني شخصي خود، خود را زن يا مرد مي داند، اما هويت جنسي يا سكسي يا بيولوژي يا ساختماني، هويتي است كه ناشي از بيولوژي زن و مرد مي باشد و در واقع حالتي است كه بر حسب احساسات شهواني جنسي كه در برخورد با افراد ديگر، به او دست مي دهد پديد مي آيد. اين برخورد و اين حالت مي تواند همجنس گرا، هتروسكسوآل و يا متمايل به هر دو جنس (باي سكسوآل) باشد اما جهت گيري جنسي يا آشنايي و جهت يابي غرائز جنسي در كودكان ۵-۴ ساله، رفتار جنسي تقليد توام با تخيلات و افكاري در زمينه جنسي وجود دارد، بين ۵ تا ۱۱ سالگي، كودكان روش آرام و قابل انعطافي نسبت به مسأله جنسي دارند ولي از آن پس، حالتي به وجود مي آ يد كه از نظر اكثريت نوجوانان، هر كودكي كه رفتار غيرعادي جنسي، داشته باشد انگشت نما و مطرود مي شود.
در مطالعات گرين، ۷۵ درصد پسران دستخوش اين گونه تخيلات با همجنس خود بوده اند بعدا حالات هموسكسوآل و BISEXUAL به وجود آمده است تحقيقات بالي و زوكر به اين نتيجه مي رسد كه كودكاني كه تخيلات جنس مخالف داشته اند پس از بلوغ، اكثريت آنها هتروسكسوآل باقي مانده اند.
در طي دهه هاي جديد، پژوهشگران امور جنسي معتقداند كه هويت جنسي اساس بيولوژيكي و ژنتيكي نيز دارد، بخصوص اليس، به اندازه اي در رأي خود مصر بوده اند كه اظهار داشته هر تئوري، راجع به همجنس گرايي، اگر فاكتور جنسي و بيولوژي و ارثي و ژنتيكي را منكر شود، بي اعتبار است.
اگر مسأله ژنتيك عامل منحصر به فرد همجنس گرايي باشد دوقلوهايي كه از يك تخمك هستند، بايد ۱۰۰ درصد يك هويت جنسي داشته باشند در حالي كه اين همساني در بيش از ۶۰ درصد آمارها، گزارش نمي شود و اگر در نظر گرفته شود كه معمولادوقلوها در يك محيط و يا برخوردي مشابه در خانواده بزرگ مي شوند، بنابراين «عامل محيط» هم كمك مي كند كه هويت جنسي همانندي داشته باشند و در نتيجه، آمار حقيقي از ۶۰ درصد هم پايين تر، مي رود بنابراين تحقيقات بيشتري لازم است كه تاثير عوامل محيطي روي دوقلو ها، باتوجه به نژاد دين، وضعيت اقتصادي و ساير عوامل مطالعه شود.
تا به حال ۴۰۰۰ نشانه از DNA مشخص كرده اند، در حالي كه تشكيلات ژنتيكي، آن قدر وسيع و پر دامنه است كه مشخص كردن يك نشانه در رابطه با يك رفتار، مانند هموسكسوآلي در يك فرد و تصور آنكه، همين نشانه در ساير افراد هم به همان صورت است، كاري غيرعلمي و وحشتناك است.

عامل هورموني (كه عاملي محيطي- وراثتي) است

عامل ديگري كه در تحقيقات همجنس گرايي در نظر گرفته شده است اندازه گيري هورمون هاي جنسي است از ميان اين هورمون ها، تستوسترون كه هورمون به اصطلاح مردانه است از سال ۱۹۷۰ ميلادي به بعد در آ زمايشات پيشرفته اي كه از خون، به عمل مي آيد اندازه گيري مي شود. كولودني و همكاران، نتيجه تحقيقاتشان را به اين صورت، منتشر كرده اند كه در افراد معمولي كه رابطه جنسي با جنس مخالف دارند ميزان تستوسترون بيشتر از كساني است كه هموسكسوآل هستند و اضافه كردند كه هر گاه كساني كه هتروسكسوآل هستند به تدريج متمايل به هر دو جنس بشوند و بعدا هموسكسوآل شوند به همان نسبت ميزان تستوسترون خون در اين تغييرات، سير نزولي خواهد داشت، براي نقش اين هورمون در مغز اين نكته تاكيد گرديده كه زمينه غريزه جنسي در مغز، ابتدا به صورت جنسي زن و مونث است براي اينكه جنين به صورت مذكر نمو كند، بايد هورمون هاي آندروژن كه شامل تستوسترون هم هست، ترشح شود و اگر اين هورمون، وجود نداشته باشد جنين به صورت مونث رشد خواهد كرد، در جنس مونث آندروژن در مغز به وسيله يك آنزيم به استروژن تبديل شده و اين هورمون با گيرنده هايي كه دارد سبب مي شود كه در هيپوتالاموس مغز، كار تخمدان تنطيم شود.
رفتار جنسي افراد بر اين نظريه قرار دارد، كه قبل از تولد، اگر تستوسترون، بالا باشد در مردان، باعث هتروسكسوآليتي طبيعي مي شود و همين امر در زنان هموسكسوآليتي، به وجود مي آورد و برعكس در مردان هموسكسوآل و زنان هتروسكسوآل، هورمون تستوسترون پايين است.مير باهال بري، با مطالعات دقيق خود همه اين نظريه را رد كرد.
آنان مي گويند كه اگر در كودكي مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند، امكان همجنس گرايي، وجود دارد (عامل محيطي) و يا اگر مادران و پدران آنها، چنين حالتي داشته اند آنها هم گرفتار خواهند شد. (عامل وراثتي)
مسائل مربوط به جنسيت بايد قبل از بلوغ به وسيله مادر و پدر و يا مشاورين متخصص تشريح شود، در غير اين صورت، بدون شك نوجوانان مطالبي اغراق آميز و نادرست و تحريك كننده از زبان همسالان گرفتار خود خواهند شنيد.
به عنوان مثال در رابطه با همجنس گرايي مادران و پدران و اينكه چنين حالتي الزام آور نيست كه جوانان آنها هم همجنس گرا باشند وجود ۶ ميليون كودك آمريكايي است كه مادر و پدر همجنس گرا دارند ولي اين نوجوانان تفاوتي با كودكاني كه مادر و پدر سالم دارند، ندارند.

تاثير رفتار درماني در تغيير و بهبود حالت همجنس گرايي

نكات مهمي كه به همجنس گرايان متاسفانه تلقين شده است اين است كه همجنس گرايي، جنبه ارثي دارد، مادران و پدران هم مقصرند كه جوانانشان را گرفتار كرده اند و با رفع مسؤوليت از خود، همجنس گرايي را حق انتخاب و آزادي خود مي دانند و به تدريج در وضع لباس و ظاهر خود، تغييراتي مي دهند كه اين حالت خود را به ديگران اعلام كنند و هرگونه مخالفت و يا نصيحت و انذاري را نه تنها، بي فايده، مي دانند، بلكه برخلاف حقوق بشر، تلقي نموده و خود را قرباني، مظلوم و اسير تعصب، مي دانند.
خوشبختانه، رفتار درماني كه بر عومل غير موروثی تأكيد دارد، در بسياري از رفتارهاي بيمارگونه رواني، موثراست و عده زيادي از بركت آن درمان شده اند و به زندگي آرام رسيده‌اند، ذكر يكي از رفتارهاي غيرعادي براي مثال بيماري وسواس يا OCD، كمك به درك موضوع مي نمايد، درحالت وسواس ثابت شده است كه در يكي از هسته هاي خاكستري مغزي بنام هسته، اختلالي وجود دارد، دانشگاه معروف آمريكايي U.C.L.A مطالعات پژوهشگران خويش را اين چنين ثابت كرد كه بهبود كار اين مركز مغزي يا به وسيله دارو و يا به وسيله «درمان رفتاري» هر دو موثر است، اما از اين آزمايش مي توان دقيقا چنين نتيجه گرفت كه اگر علت همجنس گرايي بر اثر اختلالي در مغز باشد، بهبود آن از طريق غلبه بر آن با

كنترل غريزه جنسي

خودداري از همجنس گرايي

که هردو با هیپنوتیزم درمانی هم  راحتتر صورت می گیرد  میسراست و شاهد آن نمونه هايي هستند كه با تلاش و كوشش و غلبه بر هوي و هوس و كنترل اين حالت موفق به بازگشت به حالت طبيعي، شده اند و توانسته‌اند با ياري گرفتن از پزشكان، اراده راسخ خود افراد ، بر اين ضعف و مشكل فائق آيند.

 

Back To Top