skip to Main Content

تاثیر طلاق و اختلافات والدین بر فرزندان

اثرات مخرب طلاق:

طلاق

طلاق، به هر دلیلی (درست یا نادرست) پیامدهایی برای فرد و جامعه و دارد. تأثیر طلاق بر فرزندان، بسیار پیچیده و اسفبار است؛ به طوری که آنان به طور ناخواسته درگیر تضادهایی می شوند که نه توان درک آنها را دارند و نه تاب تحمل و کنار آمدن با آنها را.

 

اثرات طلاق بر روی کودکان:

 

بیشتر والدین مطلقه، در مورد واکنش های کودکشان نسبت به جدایی و طلاق، خیلی نگران هستند. آنان می خواهند بدانند که: «آیا کودک من سالم و شاداب رشد خواهد کرد؟»  تحقیقات نشان می دهد که اثرات طلاق، بستگی به سن کودک هنگام طلاق دارد. همچنین اثر طلاق بر کودک به فاکتورهایی همچون جنسیت، شخصیت، میزان ناسازگاری و درگیری والدین و حمایت های خانواده و دوستان کودک بستگی دارد.

 

وقتی طلاق اتفاق می‌افتد هیچ تضمینی برای اینکه کودک آسیب نبیند، وجود ندارد. واقعیت این است که کودک با اتفاق افتادن طلاق، شرایطی بحرانی را تجربه می‌کند و باتوجه به میزان سازگاری و شرایط روانی‌اش، آسیب‌هایی هم می‌بیند. طبیعی است که کودک بعد از طلاق تا مدت‌ها همان فرد سابق نباشد اما نمی‌توان انکار کرد که با کمک راهکار‌هایی، می‌توان استرس این دوره را کم کرد..

 

واکنش نسبت به طلاق والدین در سنین مختلف فرزند:

 

واکنش نوزادان به طلاق:

نوزادان نمی توانند تعارض را درک کنند، اما ممکن است نسبت به تغییرات خلقی و سطح انرژی والدینشان واکنش نشان دهند. آنان ممکن است اشتهای خود را از دست بدهند یا دچار اضطراب شوند.

واکنش کودکان پیش دبستانی به طلاق :

کودکان از ۲ تا ۵ سالگی به این اعتقاد می رسند که موجب طلاق و جدایی والدینشان شده اند؛ به طور نمونه، ممکن است فکر کنند که اگر شامشان را خورده بودند، پدر از آنان دور نمی شد. کودکان پیش دبستانی، از تنها ماندن یا ترک کامل، هراس دارند. آنان به طور معمول تغییرات را انکار کرده و همکاری نمی کنند و ممکن است افسرده یا خشمگین شوند. همچنین ممکن است پرخاشگرانه و نافرمان عمل کنند اگرچه خواستار امنیت در پناه یک بزرگسال هستند.

 

واکنش کودکان سن مدرسه ای به طلاق :

بسیاری از روانشناسان معتقدند سازگاری نسبت به جدایی و طلاق برای کودکان پایه ابتدایی مدارس، از کودکان کودکستانی یا بزرگ تر مشکل تر است. کودک مدرسه رو ؛به اندازه کافی بزرگ است تا درد و رنج ناشی از جدایی والدینش را درک کند و در عین حال برای درک یا کنترل واکنش نسبت به این درد و رنج، خیلی کم سن و سال است. او ممکن است غم، خجالت، رنجش، وفاداری دوطرفه و عصبانیت شدید را تجربه کند. توانایی کودک در بازی، فعالیت و تعامل با کودکان دیگر، ممکن است کمک کند تا از عهده وضعیت زندگی خانوادگی اش برآید. کودکان در این سن، امید دارند که والدینشان نزد یکدیگر بازگردند. کودک ممکن است احساس طردشدگی از سوی والدی که او را ترک کرده، داشته باشد و از سردرد یا دل درد شکایت کند.

 

واکنش نوجوانان به طلاق  :

نوجوانان ۱۰ تا ۱۹ ساله خشم، ترس، تنهایی، افسردگی و گناه را تجربه می کنند. برخی از آنان احساس می کنند اگر در کارهای روزمره شان یا مراقبت از خواهر و برادرشان احساس مسئولیت کنند، رو به بزرگسالی دارند. نوجوانان با انرژی پایین و میزان استرس بالا، به طلاق والدین پاسخ می دهند که تلاش برای کنترل و حفظ کل خانواده است. درک عواملی که به جدایی والدین منجر شده و به یاد آوردن استرس طلاق، ممکن است به توانایی نوجوان در حل مشکلات در خانواده اش صدمه بزند.

چون بسیاری از مشکلات والدین که منجر به طلاق می شود ریشه در ناخودآگاه دارد.مانند پرخاشگری خشم عصبانیت خیانت  مشکلات و انحرافات جنسی و زناشویی یک روانشناس متخصص با بررسی این مشکلات و درمان انها به روشهای مختلف مخصوصا هیپنوتیزم درمانی کمک شایانی به پیشگیری از طلاق می کند

 

Back To Top