افراد خودشیفته این پنج نشانه را دارند:
1-شکسته نفسی تصنعی
این نوع خضوع در واقع نوعی از غرور است ولی به صورت شکسته نفسی خود را نشان میدهد. افراد خودشیفته نقش قربانی را بازی کرده و خود را به گونهای پایین میآورند که شما را مجبور کنند از آنها تعریف کنید. در اینجا هدف بیشتر این است که مهم بودن خود را نشان دهند و خود را در مقام توجه قرار دهند.
2- نداشتن حس همدردی
خودشیفتهها در واقع توجهی به دیگران نشان نمیدهند. آنها در همهی موقعیتها مسائل مربوط به خود را دنبال میکنند چون خودخواه هستند.
3- واکنشهای ناپخته
افراد خودشیفته خیلی حساس هستند وسریعاً با کوچکترین انتقادی رنجیده خاطر میشوند.
4 -ساده کردن نیازهای دیگران
خودشیفتهها نیازهای انسانهای اطراف خود را دست کم میگیرند. آنها به جزئیات علایق و خواستههای دیگران توجه نمیکنند و فکر میکنند دیگران ارزش وقت گذاشتن ندارند.
5 -عدم توانایی برای گوش دادن
افراد خودشیفته در هنگام صحبت سوال زیادی نمیپرسند و سریعاً شروع به نصیحت کردن میکنند و به جای اینکه به حرف دیگران گوش دهند سریعاً با صحبتهای خود به گفتگو پایان میدهند. آنها نمیخواهند در یک رابطه انرژی صرف کنند.
دون ژوان کیست؟
دون ژوان فردی است که قادر به برقراری ارتباط عاطفی عمیق و عشق ورزیدن به شریک جنسی خود نیست.
یکی از مهمترین اختلالات شخصیت که منجر به دون ژوانیسم و هرزه گری جنسی در مردان میشود اختلال شخصیت خودشیفته (narcissistic) است.
چنین مردی نه قادر است دوست بدارد و نه دوست داشته شدن را باور می کند و یک حالت پارانویا و بدبینی نسبت به گرفتن پیغام های دوست داشته شدن از شریک عشقی خود دارد.
در بسیاری از موارد نیاز به دوست داشته شدن را در خود انکار میکند و بیشتر ترجیح میدهد به جای دوست داشته شدن، مورد تحسین واقع شود تا من آزرده اش ترمیم پیدا کند!
احساس میکند اگر کسی دوستش داشته باشد و ابراز علاقه کند، میخواهد از او بهره برداری خاصی کند. در واقع به هیچ زنی اعتماد نمیکند.
در حقيقت اینگونه مردان تنها با سطح بدن زنان ارتباط برقرار میکنند نه با هستیِ درونی آنها. در واقع هدف اینها به دست آوردن است نه رابطه داشتن!
آنها ميخواهند زنها را به دست بیاورند، تصاحب کنند و بعد با رها کردن آنها خشم و میل به انتقام جویی خود را که از رابطه با مادرِ ناکام کننده سرچشمه گرفته ارضا نمایند!
اغلب این گونه مردان به دنبال دو گونه از زنان میروند:
دسته ی اول زنانی هستند که به دلیل شرایطشان بسیار مورد توجه میباشند شرایطی مانند زیبایی، ثروت، شهرت، مقام، و …. که در این حالت مرد خودشیفته منِ ایده آل (ego ideal) خود را به او فرافکنی کرده و انگار این خود اوست که دارای چنین محسناتی است. در واقع زن اینجا ابزاری است برای تغذیه ی هرچه بیشترِ خودشیفتگیِ مرد.
البته در این حالت هم مردان خودشیفته مراقبند که زن از آنها در هیچ یک از این ابعاد برجسته تر نباشد و اگر احساس کنند که بالاتر هست او را تخریب میکنند.
دسته دوم زنانی هستند با هویتی بسیار کمرنگ که تنها میتوانند به صورت یک زائده و دنباله در کنار مرد خودشیفته برای مدتی باشند که او را دائما تحسین کنند و منِ او دائما باد شود.
اینگونه مردان بجای عشق در رابطه احساس تملک زیاد دارند. در حقيقت زن در کنار آنها مانند ماشينشان و لوازم زندگیشان است!
یکی از ویژگی های مهمِ رابطه، در مردان خودشیفته این است که این مردان خصلتهای بد خود را به همسر خود فرافکنی میکنند و او را تحقیر و سرزنش مینمایند، یعنی خودشان همه خوب (total good) و همسر، همه بد (total bad) میشود.
ابیته باید توجه داشت که تمام این موارد می توانند اکتسابی باشند و ریشه در خاطرات کودکی و ناخودآگاه افراد داشته باشند و میتوانند با کمک گرفتن از یک روانشناس خبره و بهره گیری از روشهای درمانی نظیر رواندرمانی و رفتاردرمانی و بخصوص هیپنوتیزم درمانی و نفوذ در ناخودآگاه قابل درمان هستند.
