زیگموند فروید، بنیانگذار روانکاوی، دیدگاهی متمایز نسبت به همجنسگرایی داشت. برخلاف بسیاری از همعصرانش، او این گرایش را نه بهعنوان یک بیماری روانی، بلکه بهعنوان یکی از مسیرهای طبیعی تنوع جنسی در نظر میگرفت. فروید معتقد بود که تمام انسانها در ابتدا دارای «امیال نامتمرکز جنسی» هستند و جهتگیری جنسی آنها در طول رشد تحت تأثیر عوامل روانی، زیستی و تجربیات فردی شکل میگیرد.
یکی از جنبههای برجسته دیدگاه فروید درباره همجنسگرایی، غیرارادی بودن این گرایش بود. او بر این باور بود که برخی از افراد بهطور ذاتی و غیرقابل تغییر همجنسگرا هستند و این موضوع را نه ناشی از یک اختلال روانی، بلکه بهعنوان بخشی از پیچیدگی طبیعت انسانی قلمداد میکرد. هنگامی که در سال ۱۹۳۵ مادری از او خواست تا همجنسگرایی پسرش را درمان کند، فروید پاسخ داد که بسیاری از شخصیتهای برجسته تاریخی و معاصر همجنسگرا بودهاند و جامعه نباید این گرایش را بهعنوان یک ناهنجاری اخلاقی یا جرم سرزنش کند.
با وجود اینکه فروید به عوامل روانی در شکلگیری هویت جنسی اشاره داشت، اما کشف علت زیربنایی همجنسگرایی را بر عهده زیستشناسی میگذاشت. او معتقد بود که برخی از انواع عمیق همجنسگرایی ناشی از ساختارهای ذاتی و غیرقابل تغییر انسانی است و نباید به چشم یک انحراف روانشناختی به آن نگریست.
مطالعه بیشتر: درمان اختلالات جنسی
دیدگاه فروید درباره همجنسگرایی چیست؟
نظریه فروید در مورد همجنسگرایی از اوایل قرن بیستم، بهویژه بین سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۲۳، شکل گرفت. او در این دوره، از انتشار سه رساله درباره نظریه جنسی تا انتشار مکانیسمهای عصبی قطعی در حسادت، پارانویا و همجنسگرایی، دیدگاههای خود را در این زمینه توسعه داد. فروید و همجنسگرایی رابطهای پیچیده داشتند؛ او برخلاف بسیاری از روانشناسان زمان خود، این گرایش را نوعی اختلال نمیدانست، اما همچنان در تحلیلهایش از اصطلاح «وارونگی» برای توصیف آن استفاده میکرد.
همجنسگرایی از نگاه فروید ریشه در ساختار اولیه روانی و زیستی انسان داشت. او معتقد بود که همه انسانها در ابتدا دوجنسگرا هستند، یعنی دارای ویژگیهایی از هر دو جنس بوده و به هر دو جنس کشش دارند. بر این اساس، جهتگیری نهایی آنها—چه همجنسگرا و چه دگرجنسگرا—نتیجهی تکامل و شکلگیری این امیال اولیه است. فروید این موضوع را از منظر کالبدشناسی و روانکاوی قابل اثبات میدانست.
علاوه بر این، فروید ناراحتی از روابط دگرجنسگرایانه را یکی از عواملی میدانست که میتواند باعث بروز رفتارهای همجنسگرایانه شود. او در یکی از تحلیلهایش بیان کرد که برخی افراد در شرایطی خاص، کشش جنسی خود را از یک جنس به جنس دیگر تغییر میدهند.
با این حال، فروید در برخی نوشتههایش دیدگاه ثابتی درباره آسیبشناختی بودن یا نبودن همجنسگرایی نداشت. او در تحلیلهای اولیه خود از اصطلاحاتی استفاده میکرد که نشاندهنده تردید او در این موضوع بود، اما در آثار بعدیاش، از همجنسگرایی بهعنوان یک تنوع طبیعی در رفتار جنسی یاد کرد.
فروید دادههای خود را درباره همجنسگرایی عمدتاً از پژوهشهای روانپزشکان و جنسیتشناسانی همچون ریشارد فون کرافت-ابینگ و ماگنوس هیرشفلد به دست آورده بود. او همچنین تحت تأثیر پژوهشهای یوگن استیناخ، متخصص غدد، قرار داشت که تلاش میکرد گرایش جنسی را از طریق پیوند بیضههای مردان دگرجنسگرا به مردان همجنسگرا تغییر دهد. فروید از نوآوری این تحقیقات تمجید کرد، اما هشدار داد که این روش تنها برای مواردی که همجنسگرایی کاملاً ناشی از عوامل زیستی است، میتواند کارساز باشد. در نهایت، این آزمایشها شکست خوردند زیرا بدن افراد دریافتکننده، بیضههای پیوندی را پس میزد. این نتیجه، فروید را به این نتیجه رساند که گرایش جنسی امری پیچیده و وابسته به عوامل متعدد زیستی و روانی است.
مطالعه بیشتر: همجنسگرایی در نوجوانان و علت همجنسگرایی چیست؟
نظریه فروید درباره همجنسگرایی در زنان
نظریه فروید درباره همجنسگرایی در زنان یکی از جنجالیترین دیدگاههای او در روانکاوی است. برخلاف بسیاری از همعصرانش، فروید بر این باور بود که همجنسگرایی در زنان نه یک اختلال روانی است و نه یک بیماری قابل درمان. او نخستین بار در مقالهای روانکاوانه، به بررسی یک مورد همجنسگرایی در یک زن پرداخت که والدینش او را به دلیل نگرانی از لزبینیسم به درمان آورده بودند. پدر این زن امید داشت که روانکاوی بتواند گرایش جنسی دخترش را تغییر دهد، اما فروید به این نتیجه رسید که همجنسگرایی او ذاتی و زیستی است و در نهایت، به دلیل «خصومت بیمار با مردان»، درمان او را متوقف کرد.
فروید و همجنسگرایی در زنان را از دو منظر مورد بررسی قرار میداد: از یک سو، او معتقد بود که حلنشدن «غبطه احلیلی» (حسادت نسبت به اندام جنسی مردانه) میتواند نقشی در شکلگیری این گرایش داشته باشد. از سوی دیگر، او همجنسگرایی در مردان را ناشی از وقفه در رشد روانی-جنسی و ترس از اختگی در مرحله پیشاودیپی میدانست. بنابراین، از نگاه فروید، عوامل روانی در هر دو جنس میتوانستند در شکلگیری گرایش همجنسگرایانه نقش داشته باشند.
در گزارش موردی خود در سال ۱۹۲۰ درباره یک دختر ۱۸ ساله، فروید دیدگاه جالبی ارائه داد: او برخلاف برداشت عمومی، اعتقاد داشت که همجنسگرایی در زنان به همان اندازه در مردان شایع است، اما اغلب بهدلیل عوامل اجتماعی و فرهنگی پنهان میماند. همچنین، او بین دو نوع همجنسگرایی تمایز قائل شد:
- همجنسگرایی مادرزادی که معمولاً پس از بلوغ تثبیت شده و به عنوان یک ویژگی پایدار باقی میماند.
- همجنسگرایی اکتسابی دیررس که ممکن است در نتیجه تجربیات فردی یا تغییرات روانی در طول زندگی ایجاد شود.
به اعتقاد فروید، برای درک همجنسگرایی، باید میان سه جنبه متمایز تمایلات جنسی تفکیک قائل شد:
- خصوصیات جنسی جسمانی
- خصوصیات جنسی روانی
- نوع مفعولگزینی (انتخاب شریک جنسی)
او تأکید داشت که این جنبهها لزوماً با یکدیگر همخوانی ندارند و نباید بر اساس کلیشههای رایج، همجنسگرایی را تنها بر مبنای ویژگیهای جسمانی یا رفتاری تحلیل کرد. این پیچیدگی، از نظر فروید، نشان میداد که گرایش جنسی پدیدهای چندبعدی است و نمیتوان آن را بهسادگی در دستهبندیهای مشخص قرار داد.
در نهایت، فروید روانکاوی را بهعنوان راهی برای تحلیل و درک همجنسگرایی پیشنهاد میکرد، اما اذعان داشت که موفقیت در تغییر این گرایش از طریق درمان روانکاوانه چندان چشمگیر نبوده است. او در کتاب سه رساله در زمینه نظریه تمایلات جنسی تأکید کرد: «همجنسگرایی در افرادی مشاهده میشود که انحراف جدی دیگری از بهنجاری ندارند… کارآیی آنها مختل نشده است و در واقع رشد هوشی و فرهنگی-اخلاقی بالایی دارند.»
این دیدگاه نشان میدهد که فروید برخلاف بسیاری از نظریهپردازان همعصر خود، همجنسگرایی را نه بهعنوان یک انحراف خطرناک، بلکه بهعنوان بخشی از تنوع طبیعی گرایشهای جنسی انسان در نظر میگرفت.
مطالعه بیشتر: همجنسگرایی در زنان

دیدگاه فروید نسبت به درمان همجنسگرایی
دیدگاه فروید درباره همجنسگرایی نشان میدهد که او این گرایش را نه بهعنوان یک اختلال قابل درمان، بلکه بهعنوان یکی از مسیرهای طبیعی رشد جنسی در نظر میگرفت. برخلاف بسیاری از روانشناسان زمان خود که تلاش داشتند همجنسگرایان را به دگرجنسگرایان تبدیل کنند، فروید معتقد بود که چنین تغییری بهندرت امکانپذیر است. او مشاهده کرد که همجنسگرایان معمولاً نمیتوانند متقاعد شوند که رابطه جنسی با جنس مخالف همان میزان لذت را برایشان به همراه دارد که از رابطه با همجنس خود تجربه میکنند. بسیاری از بیماران، نه به دلیل نارضایتی شخصی، بلکه تحت فشارهای اجتماعی و عدم تأیید جامعه به دنبال درمان بودند.
فروید و همجنسگرایی را میتوان از نگاه او به درمان نیز تحلیل کرد. در مقالهای که در سال ۱۹۲۰ منتشر کرد، او موردی از همجنسگرایی در یک زن را بررسی کرده و به این نتیجه رسید که تغییر این گرایش بسیار دشوار است و تنها در شرایط خاص و غیرمعمول امکانپذیر خواهد بود. او تأکید داشت که «به طور کلی، تبدیلکردن یک همجنسگرای کاملاً توسعهیافته به دگرجنسگرا، چشمانداز موفقیتآمیز بیشتری نسبت به عکس آن ارائه نمیدهد.» این بدان معنا بود که همانطور که نمیتوان یک فرد دگرجنسگرا را بهطور ارادی به همجنسگرا تبدیل کرد، تغییر جهت عکس نیز بهسادگی ممکن نیست.
فروید همچنین به جای تلاش برای حذف احساسات همجنسگرایانه، بر روی امکان ایجاد برخی احساسات دگرجنسگرایانه تمرکز داشت. او معتقد بود که روانکاوی میتواند به افراد کمک کند تا پیچیدگیهای روانی خود را بهتر درک کنند، اما انتظار نداشت که این روش بتواند گرایش جنسی آنها را دگرگون کند. در نهایت، برخلاف دیدگاههای رایج زمانهاش، فروید همجنسگرایی را نه یک بیماری، بلکه بخشی از تنوع طبیعی جنسی انسان در نظر میگرفت که نیازی به درمان ندارد.
برای مطالعه بیشتر مقاله درمان همجنسگرایی را مطالعه کنید

تأثیر فروید بر درک همجنسگرایی: از داوینچی تا تغییر نگرش جهانی
پیش از نظریات فروید، همجنسگرایی بهعنوان یک بیماری تلقی میشد و افراد همجنسگرا اغلب در تیمارستانها بستری شده و با روشهایی مانند الکتروشوک و داروهای اختهکننده تحت درمانهای غیرانسانی قرار میگرفتند. اما با ظهور روانکاوی فروید، این نگاه بهتدریج تغییر کرد. فروید باعث شد که جامعه به جای دیدن همجنسگرایی بهعنوان یک اختلال، آن را بهعنوان یکی از مسیرهای طبیعی تمایلات جنسی انسان در نظر بگیرد. این تحول یکی از مهمترین دستاوردهای نظریات فروید بود که بر درک مدرن از همجنسگرایی تأثیر گذاشت.
دیدگاه فروید درباره همجنسگرایی: بیماری یا تنوع طبیعی؟
برخلاف بسیاری از همعصرانش، فروید بر این باور بود که همجنسدوستی نه یک بیماری است و نه یک گرایش انحرافی. او معتقد بود که انتخاب مطلوب جنسی در بین همجنسها یک امر طبیعی و رایج در روانشناسی انسان است. در پاسخ به پرسشی که در سال ۱۹۰۳ از او در نشریه دی تسایت پرسیده شد، فروید تصریح کرد:
«همجنسدوستی به دادگاه مربوط نمیشود و من قطعاً معتقدم که همجنسدوستان نباید بهعنوان بیماران در نظر گرفته شوند و تحت درمان قرار بگیرند. جهتگیری جنسی خاص آنان، نشانهای از یک بیماری نیست… همجنسدوستان بیمار نیستند.»
درحالیکه برخی مکاتب روانکاوی همجنسگرایی را ناشی از اختلال در هویت جنسی میدانستند، فروید آن را پدیدهای پیچیدهتر و فراتر از صرف یک بیماری قلمداد میکرد. او همجنسگرایی را جهانی و همهجایی میدانست، مشابه عشق به جنس مخالف، و بر این باور بود که هیچ پیشداوری و تبعیضی نباید نسبت به همجنسگرایان اعمال شود.
تحلیل همجنسگرایی بر اساس سرگذشت داوینچی
یکی از جنجالیترین تحلیلهای فروید درباره همجنسگرایی، بررسی زندگی و آثار لئوناردو داوینچی بود. فروید معتقد بود که داوینچی همجنسگرا بوده و این گرایش او به رابطه عاطفی عمیق با مادرش بازمیگردد. بر اساس نظریه او، برخی از مردان همجنسگرا در دوران کودکی رابطه عاطفی سنگینی با مادر خود دارند که در دوران بلوغ به نوعی همذاتی با مادر منجر میشود. او در تحلیل خود از داوینچی، این پیوند شدید با مادر را عاملی مؤثر در شکلگیری گرایش همجنسگرایانه او معرفی کرد.
فروید همچنین با بررسی چند اثر داوینچی، از جمله مونالیزا، باخوس و یوحنای قدیس، به این نتیجه رسید که این آثار حاوی نشانههایی از حس همذاتپنداری با زنانگی هستند. او بر این باور بود که داوینچی درونیترین احساسات خود را در نقاشیهایش بازتاب داده است و این نشانهای از درک متفاوت او از جنسیت و میل جنسی بود.
تفاوت نگاه فروید به همجنسگرایی مردان و زنان
یکی از انتقادات مهم به نظریات فروید، تمرکز بیش از حد او بر همجنسگرایی مردان بود. او بیشتر تحلیلهای خود را بر اساس تجربیات مردان همجنسگرا انجام داد و کمتر به همجنسگرایی زنان پرداخت. هرچند که او در مقالهای تحت عنوان تکوین روانزادی یک مورد از همجنسدوستی زنانه (۱۹۲۰) به بررسی این موضوع پرداخت، اما همچنان بخش عمدهای از نظریات او بر پایه تجربههای مردانه بنا شده بود.
فروید و تلاش برای تغییر قوانین درباره همجنسگرایی
در سال ۱۹۳۰، فروید بیانیهای عمومی را امضا کرد که خواستار لغو قوانینی بود که همجنسگرایی را جرم میدانستند. او بر این باور بود که افراد همجنسگرا اغلب دارای سطح بالای هوش، فرهنگ و اخلاق هستند و جامعه نباید آنها را مورد تبعیض قرار دهد. او همچنین اعتقاد داشت که تلاش برای تغییر گرایش جنسی افراد نهتنها بیفایده، بلکه آسیبزا است.

نامه های فروید و دیدگاه فروید درباره همجنسگرایی
یکی از تأثیرگذارترین اسناد درباره نظریه فروید در مورد همجنسگرایی، نامهای است که او در سال ۱۹۳۵ در پاسخ به مادری نگران نوشت. این مادر از فروید خواسته بود که همجنسگرایی فرزندش را درمان کند، اما پاسخ فروید نقطه عطفی در تاریخ روانکاوی و تغییر نگرش عمومی به همجنسگرایی بود. این نامه که امروزه یکی از مشهورترین نامههای فروید محسوب میشود، نگاه عمیق او به ماهیت گرایش جنسی و مخالفتش با جرمانگاری و بیماریپنداری همجنسگرایی را نشان میدهد.
فروید در پاسخ خود نوشت: «همجنسگرایی مطمئناً هیچ پیشرفتی نیست، اما چیزی هم نیست که فرد به خاطرش شرمنده باشد؛ نه گناه است، نه تنزل، و نه یک بیماری. این را باید نوعی تنوع در رفتارهای جنسی دانست که در اثر متوقف شدن روند رشد جنسی رخ میدهد. افراد بسیار محترم و بزرگی در تاریخ همجنسگرا بودهاند، از جمله افلاطون، میکلآنژ، و لئوناردو داوینچی. این بزرگترین بیعدالتی است که همجنسگرایی را جرم تلقی کنیم.»
نگاه فروید به درمان همجنسگرایی
فروید و همجنسگرایی را نمیتوان بدون بررسی دیدگاه او درباره درمان این گرایش تحلیل کرد. برخلاف بسیاری از همعصرانش که همجنسگرایی را یک اختلال قابل درمان میدانستند، فروید بر این باور بود که تلاش برای تغییر گرایش جنسی معمولاً ناموفق است. او در همان نامه توضیح داد که اگرچه در مواردی نادر امکان تقویت امیال دگرجنسگرایانه وجود دارد، اما در بیشتر موارد چنین تغییری امکانپذیر نیست: «اگر از من تقاضا میکنید که همجنسگرایی را از بین ببرم و دگرجنسگرایی را جایگزین کنم، باید بگویم که ما بهطور عمومی چنین قولی را نمیدهیم. در برخی موارد خاص، موفق شدهایم که امیال دگرجنسگرایانه را که پژمرده شده بودند، تقویت کنیم. اما در اکثریت موارد دیگر این امکانپذیر نیست.»
او بهصراحت بیان میکرد که روانکاوی نمیتواند همجنسگرایی را از بین ببرد، بلکه تنها میتواند به افراد کمک کند تا با هویت خود سازگار شوند. به عقیده فروید، اگر فردی از همجنسگرایی خود رنج نمیبرد و دچار مشکلات روانی مانند اضطراب یا افسردگی نبود، نیازی به درمان نداشت.
نگاه تحلیلی فروید به همجنسگرایی
نامههای فروید نشان میدهند که او معتقد بود همجنسگرایی در برخی افراد بهطور طبیعی وجود دارد و بخشی از تنوع رفتارهای جنسی است. او حتی اشاره کرد که بسیاری از افراد در طول زندگی خود دورههایی از همجنسگرایی و دگرجنسگرایی را تجربه میکنند و برخی افراد بهطور کلی دوجنسگرا باقی میمانند. در یکی دیگر از نامههایش، فروید نوشت: «در جامعهی امروز، پروندهی همجنسگرایان آنقدرها هم ناامیدکننده نیست. در هر کشوری تعداد زیادی از این افراد وجود دارد. حتی بیشتر اوقات میبینید که برخی مردان در دورهای از زندگی خود از یک تمایل جنسی پیروی میکنند و سپس آن را تغییر میدهند.»
برای گرفتن وقت مشاوره و انجام درمان همجنسگرایی می توانید با مطب دکتر نجفی توانا ارتباط برقرار کنید. یکی از شاخص های مطب دکتر نجفی توانا حفظ هویت افراد و در صورت تمایل فرد پذیرش با نام مستعار امکان پذیر می باشد.
آدرس مطب:
تهران، خیابان شریعتی، بین میرداماد و ظفر، جنب پمپ بنزین ظفر، کوچه شواری، ساختمان پزشکان سینا، طبقه پنجم
تلفن های نوبت دهی : ۲۲۸۹۹۱۴۷ ۰۲۱ – ۲۲۸۹۹۱۴۸ ۰۲۱
منتظر شما هستیم